(بخش چهارم) گزارش از عتبات عالیات
Published ۱۳۸۷ آذر ۲۱, پنجشنبه by نویسنده in زيارت و زيارتگاه حضرت ابوالفضل (ع)
پدیدآورنده: سید محمود مدنی بجستانی ،
ساعات اندک شب با سرعتسپری میشود. خستگی بسیار، لذت خواب رادو چندان میکند. هنوز از این خواب لذت بخش و عمیق اشباعنشدهام که زنگ ساعتبه صدا در میآید و از موعد دیدار خبرمیدهد. شیرینی ملاقات آن هم دیدار سیدالشهدا(ع) هر لذت وشیرینی دیگر را از یاد میبرد. شتابان حاضر میشوم، غسل زیارت ووضویی میسازم و به سالن انتظار هتل میآیم. عدهای از زائرانآمادهاند. گروهی دیگر را هم صدا میزنیم و در تیرگی شب و هواینسبتا سرد و بسیار مناسب کربلا به طرف حرم حرکت میکنیم. بازقصه حرم همان قصه همیشگی و قدیمی سوز و ساز، آه و اشک و نالهو نجوی و زیارت است.
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر یادگاری که در این گنبد دوار بماند
امروز، پس از زیارت حضرت سیدالشهدا(ع) و فرزند گرامیاش و سایرشهدای کربلا، فرصت اندکی است تا حرم و اماکن مختلف آن را بهزائران معرفی کنیم. بنا بر این، آنان را فرا میخوانم ومیگویم: کربلا شهر کوچکی است که در وسط عراق و در هشتاد و هشتکیلومتری بغداد واقع شده است. کتاب «الموسوعه المورد» که درتاریخ 1981 میلادی به چاپ رسیده، ساکنان کربلا را یکصد و پنجاههزار نفر ذکر میکند. در آغاز روستاهای پراکندهای به نامهایغاضریه و نینوا در کنار فرات وجود داشت. وقتی کاروان حسین(ع)به این مکان رسید و حر از حرکت آن حضرت به طرف کوفه جلوگیریکرد، امام حسین(ع) با مشورت برخی اصحاب، آهنگ این روستاهاکرد; ولی حر امام را از حرکتبه طرف این روستاها نیز بازداشت.
امام (ع) در سرزمین کنونی کربلا که هیچ آبادی در آن وجودنداشت. فرود آمد و برای همیشه در آغوش این سرزمین مقدس غنود.
امویان و حتی عباسیان سالیانی دراز در محو آثار این قبر مطهرکوشیدند و دلدادگان حسین(ع) در راه زیارت حرمش جانها و مالهاو آبروها فدا کردند. در کربلا کسی ساکن نبود و چنانکه درروایات آمده، زائران با ترس سیدالشهدا را زیارت کرده; خود رابه روستاهای اطراف میرساندند. اولین کسی که کربلا را به عنوانمسکن برگزید و در کنار قبر مطهر حسین(ع) ساکن شد، ابراهیممجاب بود که بعدها به معرفیاش خواهیم پرداخت.
اکنون حرم مطهر حسین(ع) با گنبدی زرین و صحن و سرایی بسیارروحانگیز و روان پرور قبله آزادگان جهان است و زیارتگاه رندانجرعه نوش ولایت. کربلا شهری استبسیار آباد و حاصل خیز و با آبو هوایی خوب و به سبب وجود آب و درختان بسیار از نجف اشرف بسیبهتر است. ناگفته نماند که امروزه، در سایه سیاستحاکمانبغداد، به اوضاع بهداشتی و اقتصادی کربلا به هیچ وجه رسیدگینمیشود. از این رو، بهداشت و امکانات رفاهی که با اهمیت وجمعیتشهر و زائران فراوانش تناسب داشته باشد، در آن به چشمنمیخورد. کربلا بازهم مغضوب ادامه دهندگان سیاست اموی و عباسیاست. حرم مطهر حسین(ع) و حرم مطهر ابوالفضل(ع) که در گذشتهدرانبوه مغازهها و خانهها فرو رفته بود، سالیان درازی است کهاز آن شلوغی بیرون آمده و اطرافش تخریب شده است. حرم اکنون درمیدان وسیعی قرار دارد و تمام اطراف این دو حرم را خیابان دورمیزند. بازار مشهور بین الحرمین، که در گذشته بین حرم حسین(ع)و ابوالفضل(ع) وجود داشت، اکنون جای خود را به یک بلوار وسیعو سرسبز داده است. در محل حرم مطهر حسینی(ع) اماکن مقدسی استکه به اختصار معرفی میشوند:
1 ابتدا ضریح مطهر اباعبدالله (ع) است که بر خلاف ضریحهایمعمول دارای شش گوشه است:
زیرا قبر مطهر حضرت علیاکبر(ع) در پایین پای امام(ع) قراردارد و هر دو قبر در یک ضریح به صورت دو مستطیل متصل به هم(یکی کوچک و دیگری بزرگتر)، قرار گرفتهاند.
در سمت چپ قبله ضریح مطهر، مدفن آزادگان و سر فرازانی است کهسر بر پای حسین(ع) نهاده و جان در راه عقیده دادهاند. اسامیآنان بر لوحهای زرین، بر بالای ضریحی که برای همه شهدا دردیوار نصب شده است، نگاشته شده است. البته تعداد این شهدای سرفراز به طور یقینی معلوم نیست. هرچند میان مردم مشهور است کهآنان هفتادو دو نفر بودند; ولی در این جایگاه نام یکصدو بیستنفر نگاشته شده است و به نظر میرسد چون هفتادو دو سر از کربلابه کوفه برده شد، برخی این تعداد را عدد اصحاب امام حسین(ع)در کربلا دانستهاند. در حقیقت تعداد شهدا بیش از صد نفر است.
مرحوم محلاتی در کتاب «فرسان الهیجاء» میگوید: اصحاب امامحسین(ع) 228 نفر بودهاند که از این گروه یک نفر در بصره،دوازده نفر در کربلا و دویست و هفده نفر در کربلا به شهادترسیدند. مرحوم سماوی در کتاب «ابصار العین» میگوید: ازمجموع اصحاب سیدالشهدا پانزده تن از اصحاب حضرت رسول اکرم(ص)و پانزده نفر از موالی (مسلمانان غیر عرب ایرانی و غیره)بودند. پنج تن کودک نا بالغ در کربلا به شهادت رسیدند و هفتپدر همراه پسرانشان شربتشهادت نوشیدند. دو زن نیز در کناراصحاب سیدالشهدا(ع) جنگیدند و به مردان روزگار درس جوانمردی ومردانگی آموختند; و یک زن در این دولتسرای عشق جام گوارایشهادت را یکباره سرکشید. مجموع این شهدا تقریبا در یک قسمتحرم مطهر دفن شدهاند. زائران در کنار ضریحی که به یاد همهآنان نصب شده است، آنان را زیارت میکنند. در دست راست قبلهضریح مطهر و اندکی جلوتر از قبر مطهر حسین(ع)، ضریح حبیب بنمظاهر قرار دارد. این کهنسال با اخلاص که به شدت مورد علاقهامام حسین(ع) بود، از صحابه رسول اکرم(ص) به شمار میرفت وامام (ع) در نامهای او را با این کلمات ستوده: من الحسین بنعلی الی الرجل الفقیه... از حسین بن علی به مرد فقیه و دینشناس. ..
چون حبیب به شهادت رسید، حضرت کنار پیکر مطهرش قرار گرفت وفرمود: «لله درک یا حبیب لقد کنت فاضلا تختم القرآن فی لیلهواحده;» خدای پاداش خیرت دهد، ای حبیب; تو دانشمندی بودی کههر شب تمامی قرآن را تلاوت میکردی. حبیب بن مظاهر، پس ازشهادت، جدا از دیگر شهدا دفن شد. قبلا قبر او جلو دری بود کهزائران از آنجا وارد حرم مطهر میشدند. از اینرو، گفته میشد کهحبیب پس از شهادت نیز همچون نگاهبانی بر در سرای حسین(ع)ایستاده است و زائران او را دو بار زیارت میکنند; یک بارهنگام ورود به حرم و دیگر بار هنگام خروج; ولی اکنون آن درتعویض شده است. در کنونی حرم مطهر از ایوان به سوی خود ضریحگشوده میشود و قبر حبیب در سمت چپ زائران است که از در واردمیشوند. بر قبر او ضریح کوچکی قرار دارد که بوسهگاه عاشقانکربلا و کربلاییان است. اندکی جلوتر از قبر حبیب، راهروی کوچکیاست که به اتاقی و ضریحی کوچک میپیوندد. اینجا معراج حسینی وجایگاه بار یافتن اباعبدالله به محضر خدای مهربان است. از سویدیگر، اینجا محل یکی از بزرگترین فاجعههای تاریخ بشری است.
اینجا قتلگاه حسین بن علی (ع) است.
میتوان قتلگاه را روضهای مجسم خواند که اشکها را بی هیچ حرفیبه صورت میکشاند و دلها را بی هیچ دستی به سختی میفشارد. درمقابل ضریح، راهرویی است که اکنون پوشیده است و از آن میتوانبه سردابی که به محل اصلی شهادت منتهی میشود، راه یافت.
در قسمتبالای سر ضریح مطهر حسینی(ع)، سنگ قرمزی است که گفتهمیشود سر مطهر، پس از سفر کوفه و شام، دوباره به وسیلهای امامسجاد(ع) به کربلا برگردانده و در این مکان شریف گذاشته شد تاکنار بدن مطهر دفن شود. در زاویه شمال غربی حرم مطهر، قبرابراهیم مجاب قرار دارد; یعنی هنگامی که بالای سر مطهراباعبدالله (ع) رو به قبله بایستی، این قبر مطهر پشتسرت قرارمیگیرد. به نوشته سیدعبدالجواد کلید دار در کتاب «تاریخکربلا» این قبر قبلا در صحن حرم مطهر قرار داشت و با تعمیراتبعدی جزو رواقهای حرم شده است. ابراهیم مجاب، که در کتبتاریخی ابراهیم ضریر کوفی معرفی شده است، از فرزندان حضرتموسی بن جعفر(ع) است. سید بحرالعلوم در کتاب رجال خود او راجد سید رضی و سید مرتضی میداند. میگویند: از این روی او رامجاب (پاسخ داده شده) مینامند که چون به حرم مطهر حسینی(ع)وارد شد و به حضرت سلام گفت، از قبر مقدس صدایی سلامش را پاسخگفت او اولین کسی است که جوار قبر مطهر اباعبدالله (ع) را بهعنوان محل سکونت، انتخاب کرد و در سال 274 ه ق در زمان منتصرعباسی در این مکان منزل گزید. بنا بر این، میتوان او رابنیانگذار شهر کربلا دانست.
سرا پرده سردار
عباس لوای همت افراشته است وین راز به خون خویش بنگاشته است او پرچم انقلاب عاشورا را با دستبریدهاش به پا داشته است
از حرم مطهر حسینی(ع) تا حرم حضرت ابوالفضل(ع) تقریبا سیصدمترفاصله است. گنبد و گلدستههای زرین ابوالفضل (ع)، که سر برآسمان میسایند، یاد آور پرچمی است که روز عاشورا به ظاهر ازدست پرچمدار کربلا بر زمین افتاد، ولی خدای آن را بر افراشت وتا قیام قیامتبر افراشته خواهد ماند.
حرم مطهر ابوالفضل از سطح زمین اطراف گودتر است. از این رو،چند پله پایین میرویم تا به صحن بسیار بزرگ حرم مطهر واردشویم.
آنگونه که در تاریخ آمده است: حضرت اباعبدالله(ع) بدنهای مقدستمامی شهدا را به محلی به نام خیمه دارالحرب میبرد.
از این رو، تمامی آنها نیز توسط بنی اسد در یک مکان دفن شدند.
اما حضرت ابوالفضل(ع)، برای آوردن آب، از خیمهگاه بسیار دورشده بود و هنگام شهادت، پیکر مبارکش چنان قطعه قطعه مینمود کهکسی نمیتوانست آن را به خیمهها باز گرداند. از این رو، درکنار نهر فرات باقی ماند و در همان مکان نیز دفن شد. نهرعلقمه همان شریعه فرات است. رود بزرگ فرات در سراسر عراق بهشعبهها و نهرهای کوچکی تقسیم میگردد.
امروزه یکی از این نهرهای کوچک به نام نهر حسینیه از کنارکربلا میگذرد و دیگری به نام مصیب نیز کمی دورتر از کنار قبرحر و طفلان مسلم عبور میکنند. در آن روزگار نهری به نام علقمهدر کربلا جریان داشت که برای برداشتن آب از آن محلی مخصوصکنارش ایجاد کرده بودند و آن را شریعه فرات یا شریعه علقمهمینامیدند. اکنون اثری از این نهر وجود ندارد; ولی حرم مطهرابوالفضل(ع) در کنار گذرگاه این رود قدیمی بنا شده است. آثاراولیه حرم مطهر ابوالفضل(ع) به زمانهای بسیار دور بر میگردد،از روایات امام صادق(ع) فهمیده میشود که قبر مطهر ابوالفضل(ع)در زمان آن حضرت دارای گنبد و بارگاهی بوده است. چنانکه دربرخی روایات و زیارات آمده است:
بر در حرم بایست و بگو... سپس داخل شو و بگو... گویند اولینبنا بر قبر اباعبدالله(ع) و ابوالفضل(ع) به دست قبیله بنی اسدیا به دست مختار بن ابی عبیده ثقفی انتقام گیرنده «عاشورا»ساخته شد و بعدها توسط دیلمیان و دیگران تجدید عمارت یافت.
اکنون این حرم دارای صحنی وسیع و درهای متعدد و بسیار دلانگیزو روح نواز است. مسلمانان عراق، حتی آنان که با ولایتسرو کاریندارند، بر اثر دیدن کرامات بسیار از حضرت ابوالفضل(ع)، به آنحضرت سخت نیک اعتقاد دارند. پس از زیارت حرم حضرت ابوالفضل(ع)با جمعآوری زائران به هتل برگشتیم تا صبحانه را صرف کرده،آماده زیارت اماکن بعدی شویم.
دیدار با ساحل نشینان فرات
با قطرههای اشک از آن همسفر شدم کاین کاروان به کوی صفا میبرد مرا
زائران که از قبل از اذان صبح مشغول نماز و دعا و گریه وزیارت بودهاند، به طور طبیعی به استراحتی طولانی نیاز دارند، بویژه که اکثریت آنان را افراد سالمند تشکیل میدهد. اما شوقدیدار و زیارت چنان در دل آنان به وجود آمده است که با کمتریناستراحت ممکن همیشه پای در رکاب برای رفتن به اماکن متبرک وزیارتگاههای این دیار آمادهاند. مسوولان عراقی برنامه امروز راچنین اعلام میکنند: زیارت طفلان مسلم و زیارت حر بن یزید ریاحیو زیارت عون بن عبدالله.
برای زیارت این بزرگواران باید از شهر کربلا خارج شویم و بهشهرکی در شش کیلومتری کربلا به نام مصیبب برویم. اکنون سوار براتوبوس سمتشهرک مصیب و حرم طفلان مسلم حرکت میکنیم. در اینمسیر، از روی رود بزرگ فرات میگذریم. قبلا زئران ایرانی بهکنار فرات برده میشدند تا در این آب آتشخیز و خاطرهانگیز وضوسازند; ولی اکنون این برنامه لغو شده است و ما تنها از دروناتوبوس میتوانیم نظارگر فرات باشیم.
آب یک آب است اما در صفات هستبهتر از همه آب فرات
در باره فرات و فضلیت آب این رود روایات بسیار وارد شده است.
امیرمومنان(ع) فرمود: آب فرات سرور تمامی آبهای دنیا و آخرتاست.
امام سجاد(ع) نیز فرمود: در شرق و غرب زمین هیچ نهری بابرکتتر از فرات نیست. امام باقر(ع) فرمود: اگر فاصله میان ماو آب فرات چندین میل بود، باز سراغ آب فرات میرفتیم.
امام صادق(ع) فرمود: هر روز قطراتی از آب بهشت در این نهرریخته میشود. گذشته از همه این روایات، فرات با ذهن و دل شیعهرابطهای پنهان دارد. یادی را در ذهنها زنده میکند که اشکها راجاری میسازد و قلبها را میفشرد. از این رو، زائران از منخواستند با مامورین عراقی صحبت کنم و از آنان بخواهم اندکیبر کناره فرات توقف کنند; ولی آنان این در خواست را نپذیرفتندو وعده دادند که هنگام عبور از فرات اتوبوس آرامتر حرکت کندتا زائران با نگاهشان از این دریای مواج آب و خاطره و سوز وگذاز توشه بردارند. تقریبا هفت هشت دقیقه اتوبوس آرام آرام ازروی پل میگذشت و فرات هم موج زنان از زیر پل در حرکتبود.
بچههای کوچک عراقی شیشههایی را از آب فرات پرکرده به قیمتنسبتا زیادی به زائران میفروختند. زائرانی که حق توقف و پیادهشدن در ساحل فرات را نداشتند، میتوانستند از پنجرههای ماشیندر حال حرکت پول داده، آب را دریافت کنند. هنگام رسیدن بهفرات، تمامی روضههای تشنگی امام حسین(ع) و کودکان و اصحابش درذهن جان میگیرد و قلب را میسوزاند. راستی تشنهکامی، آن هم درکنار این دریای مواج جانکاه است. دریغ کردن آب از مهمان، حتیبه اندازه سیراب کردن کودک شش ماهه، آن هم در ساحل این آبمواج و غلطان و فراوان قلب را میفشرد و اشک را جاری میسازد وناله را اوج میبخشد. گویا خود نظارهگر لبهای تشنه و ترک خوردهتشنگان کربلا هستی. صدای العطش کودکان حسین از ورای هزار واندی سال به گوش میرسد و تاریخ بشر را غرق شرمساری میکند. ازاین رو، زائران با دیدن فرات شروع به گریه میکنند آن هم با چهسوز و گدازی. روز بعدهم، که عازم بغداد بودیم، دوباره از کنارفرات گذشتیم و باز همین سوز و گداز و گریه و ناله شروع شد.
یادم نمیرود مادر شهیدی از زمانی که به نزدیکی فرات رسیدیمگریه و ناله را آغاز کرد و شاید تا بیش از نیم ساعت که ازفرات فاصله گرفتیم، هنوز آرام نمیگرفت. یکی از عراقیها که ازاین همه گریه و اظهار اندوه شگفت زده شده بود، با اشاره بهمنظره بسیار زیبای ساحل فرات و نیهای بر آمده بر کرانههای آن،گفت: آیا در ایران منظرهای بدین زیبایی وجود دارد؟ من پاسخدادم: منظرههای بسیار زیباتر از این در شمال و جنوب ایرانوجود دارد، ولی آنچه ما را شیفته فرات ساخته و اینگونه ولولهدر جمعیت انداخته است، تاریخ شگفت و جان سوز این رود و شطجهالت و قساوتی است که از دل انسانهای بیدادگر در کناره اینرود جریان یافته است.
دیدار با طفلان مسلم
بالاخره اندک اندک از فرات گذشتیم و به حرم طفلان مسلم نزدیکشدیم. هنگامی که به نزدیکی حرم طفلان مسلم میرسی، دو گنبد کاشیآبی رنگ کوچک را میبینی که سر در آغوش ابرها و آسمان آبیبردهاند یا این دو گنبد همان دو طفل معصوم و مظلومند کهیکدیگر را در آغوش گرفتهاند; با نگاه معصومانهشان ورود تو رابه حرم خویش خوشآمد میگویند و با مظلومیت تمام از قساوتی کهبر آنان رفته است، حکایت میکنند.
در باره تایخ زندگی این دو کودک «محمد و ابراهیم» سخنهایگوناگونی گفته شده است. گروهی از مورخان میگویند: این دو کودکهمراه با کاروان کربلا بودند و هنگامی که اسرای آل محمد(ص) رابه شهر کوفه بردند، فرار کرده، به شخصی پناه بردند و سر انجامدستگیر و به زندان کوفه منتقل شدند. برخی دیگر گفتهاند: ایندو کودک از لشکرگاه امام حسین(ع) در کربلا فرار کرده به مردیکوفی پناهنده شدند. او به امید جایزه آنان را نزد عبیدالله بنزیاد حاکم کوفه برد.
ولی مشهورتر آن است که این دو کودک همراه پدر بزرگوارشان مسلمبن عقیل به شهر کوفه آمدند. چون مسلم بن عقیل احساس کرد بهزودی به دست دشمن گرفتار خواهد شد، آن را به دستشریح قاضیسپرد. شریح نیز، چون احساس خطر کرد، آن را به فرزند خود سپردتا با قافلهای که به سوی مدینه میرفت، همراه سازد; ولی فرزندشریح، وقتی این دو کودک را به محل توقف قافله رساند، مشاهدهکرد که قافله حرکت کرده است. از این رو، مسیر قافله را بهآنان نشان داد و گفت اگر بشتابید، میتوانید به زودی به قافلهبرسید. آنان نیز، بر اساس راهنماییهای پسر شریح، در همان مسیرحرکت کردند. دو کودک خردسال به طور طبیعی به قافلهای که باسرعتحرکت میکرد نرسیدند. آنان مقدار بسیاری راه پیمودند و سرانجام راه را گم کردند و در نهایتبه دست مزدوران عبیدالله بنزیاد دستگیر و زندانی شدند.
این دو کودک مدتی طولانی در زندان کوفه به سر بردند تا اینکهزندانبان آنان، که از ارادتمندان امیرمومنان بود، بر اثرحادثهای به هویت زندانیان گرامی خود پی برد; بر اساس ایمان وعلاقه درونیاش، آنان را آزاد ساخت و خود در پی این اقدامفداکارانه به شهادت رسید. این دو کودک، پس از آزادی از زندان،شبها حرکت میکردند و روزها پنهان میشدند تا به دست عمال ابنزیاد گرفتار نیایند. آنها، بدین شیوه مسیر نسبتا طولانی بینکوفه و مصیب را پیمودند. در این مکان زنی آنان را مشاهده کرد،با خود به خانهاش برد و از آنها پذیرایی کرد.
حارث، فرزند یا دامادش که از مزدوران رژیم یزیدی بود، هویتآنان را دریافت. او، برای جایزه، آنان را به شهادت رساند; بدنبی سرآنان را کنار فرات افکند و سرهای آنان را به در بارعبیدالله بن زیاد برد. منظره دو سر بریده این کودکان مظلوم وبیپناه آن قدر رقتبار و ناراحت کننده بود که وجدان خفته وعاطفه مرده اطرافیان عبیدالله بن زیاد را نیز تحت تاثیر قرارداد. عبیدالله بن زیاد از این منظره تاثرآور و جان سوز تحریکاحساسات اطرافیانش ناخشنود شد و دستور کشتن حارث را صادر کرد.
فردی از شیعیان که در دربار عبیدالله حاضر بود و تشیع خویش رامخفی میداشت، انجام این ماموریت را به عهده گرفت و حارث رابه محل شهادت این دو طفل معصوم برد و او را به سزای کردارزشتش رساند. وضعیتخاص حرم و دو ضریح کوچک که به فاصله یکی دومتری از یکدیگر قرار دارد، بسیار تاثرانگیز و جان سوز است.
حرم فعلی دارای صحن نسبتا بزرگی است و زائران آن را تقریبا بهطور کلی ایرانیان تشکیل میدهند. تنها چند عراقی به عنوان خادمو دریافت کننده کمک از زائران در حرم حضور دارند. سماور بزرگیدر گوشه صحن رو به راهاست و با اصرار به زئران چای میدهد. (یالا اقل به ما خیلی اصرار و تعارف کردند) وضعیتسماور واستکانها خیلی تمیز و بهداشتی نیست، ولی بالاخره با آب فرات وخستگی راه و گریه و روضه، چای خیلی میچسبد. البته فراموش نشودوقتی یک چای خوردی، باید به چند تن که دور و بر بساط چای پرسهمیزنند و هرکدام متصدی کاری هستند، کمک کنی. مصیب، شهرکی استکه حرم طفلان مسلم در آن قرار دارد، شهرکی بسیار آباد و حاصلخیز است; زیرا آب و زمین به بهترین وجه در اخیتار آنهاست. آبفراوان فرات از یک سو و زمین حاصل خیز منطقه کربلا از سویدیگر; ولی اکنون این شهرک و مردم آن، در این دیدار کوتاهزیارتشان کردیم، در تنگدستی به سر میبرند. در خواست کنندگانکمک همانند همه جای عراق اینجا هم بسیارند، تا آن جا که پس ازحرکت اتوبوس ما پسر بچهای حدود یکی دو کیلومتر به دنبالاتوبوس میدود تا کمکهایی که زائران بیرون میافکنند، دریافتکند.
در جلو در حرم، جز خیل مستمندان و پرسشگران، بسیاری نیز مشغولفروختن میوه به زائرانند. برخی نیز عکسهای زیبایی از مشاهدمشرفه را به قیمتهای مناسبی عرضه میکنند. در حرم طفلان مسلم،گزارشی از تاریخ این دو بزرگوار داده شد. سپس ورضهای و اشکی وزیارتی و چند رکعت نماز. آنگاه به سوی حرم حر راه افتادیم.
★ ماه بني هاشم عباس (ع) ★
پیوند های مفید
تبیان زنجان ؛ بخش مقالات ویژه محرم
بايگانی وبلاگ
-
▼
2008
(33)
-
▼
دسامبر
(33)
- علمدار کربلا
- با زائر کربلا
- سفرنامه کربلا
- گزارشی از عتبات عالیات (5) - در حریم احرار اسوه آز...
- (بخش چهارم) گزارش از عتبات عالیات
- كربلا مهمترين زيارتگاه شيعى1
- اى خوشترين بهانه ماندن!
- خیمه خاموش
- حضرت اباالفضل (ع) در کربلا
- پرچمدار امام حسين عليهالسلام
- نقشآفرینی حضرت عباس(علیهالسلام) در حماسه عاشورا
- ما را به میزبانی صیاد، الفتی است...
- حکایتهای کوتاه
- گریه امام زمان(ع) در مصیبت حضرت ابوالفضل(ع)
- سلسله مراتب شهدا
- عباس فرزند فاطمه
- کرامت کربلایی
- صفاي چشمه مهتاب
- طلوع ماه هاشمی ولادت حضرت عباس علیهالسلام
- قهرمان علقمه(ولادت حضرت عباس علیهالسلام)
- عباس علیه السلام الگویی برای نسل امروز
- آینه آسمانی
- شهادت حضرت عباس علیهالسلام
- ای ماه بنیهاشم
- نگاهی به شخصیت و عملکرد حضرت عباس (علیهالسلام)
- نگاهی به شخصیت و عملکرد حضرت عباس علیه السلام پیش ...
- آیه وفا(میلاد حضرت عباس علیهالسلام)
- فدایی ولایت
- عموی مهربان علی اصغر (ولادت حضرت عباس علیهالسلام )
- ماه هاشمی / تولد حضرت عباس علیهالسلام
- کودکی و نوجوانی ابوالفضل (ع)
- جستاری درباره کنیهها و لقبهای حضرت عباس(ع)
- سپهسالار عشق
-
▼
دسامبر
(33)
0 نظرات:
ارسال یک نظر