پدیدآورنده: سید محمود مدنی بجستانی ،
پایگاه آزادی
ساعات اندک شب با سرعت‏سپری می‏شود. خستگی بسیار، لذت خواب رادو چندان می‏کند. هنوز از این خواب لذت بخش و عمیق اشباع‏نشده‏ام که زنگ ساعت‏به صدا در می‏آید و از موعد دیدار خبرمی‏دهد. شیرینی ملاقات آن هم دیدار سیدالشهدا(ع) هر لذت وشیرینی دیگر را از یاد می‏برد. شتابان حاضر می‏شوم، غسل زیارت ووضویی می‏سازم و به سالن انتظار هتل می‏آیم. عده‏ای از زائران‏آماده‏اند. گروهی دیگر را هم صدا می‏زنیم و در تیرگی شب و هوای‏نسبتا سرد و بسیار مناسب کربلا به طرف حرم حرکت می‏کنیم. بازقصه حرم همان قصه همیشگی و قدیمی سوز و ساز، آه و اشک و ناله‏و نجوی و زیارت است.
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر یادگاری که در این گنبد دوار بماند
امروز، پس از زیارت حضرت سیدالشهدا(ع) و فرزند گرامی‏اش و سایرشهدای کربلا، فرصت اندکی است تا حرم و اماکن مختلف آن را به‏زائران معرفی کنیم. بنا بر این، آنان را فرا می‏خوانم ومی‏گویم: کربلا شهر کوچکی است که در وسط عراق و در هشتاد و هشت‏کیلومتری بغداد واقع شده است. کتاب «الموسوعه المورد» که درتاریخ 1981 میلادی به چاپ رسیده، ساکنان کربلا را یکصد و پنجاه‏هزار نفر ذکر می‏کند. در آغاز روستاهای پراکنده‏ای به نامهای‏غاضریه و نینوا در کنار فرات وجود داشت. وقتی کاروان حسین(ع)به این مکان رسید و حر از حرکت آن حضرت به طرف کوفه جلوگیری‏کرد، امام حسین(ع) با مشورت برخی اصحاب، آهنگ این روستاهاکرد; ولی حر امام را از حرکت‏به طرف این روستاها نیز بازداشت.
امام (ع) در سرزمین کنونی کربلا که هیچ آبادی در آن وجودنداشت. فرود آمد و برای همیشه در آغوش این سرزمین مقدس غنود.
امویان و حتی عباسیان سالیانی دراز در محو آثار این قبر مطهرکوشیدند و دلدادگان حسین(ع) در راه زیارت حرمش جانها و مالهاو آبروها فدا کردند. در کربلا کسی ساکن نبود و چنانکه درروایات آمده، زائران با ترس سیدالشهدا را زیارت کرده; خود رابه روستاهای اطراف می‏رساندند. اولین کسی که کربلا را به عنوان‏مسکن برگزید و در کنار قبر مطهر حسین(ع) ساکن شد، ابراهیم‏مجاب بود که بعدها به معرفی‏اش خواهیم پرداخت.
اکنون حرم مطهر حسین(ع) با گنبدی زرین و صحن و سرایی بسیارروح‏انگیز و روان پرور قبله آزادگان جهان است و زیارتگاه رندان‏جرعه نوش ولایت. کربلا شهری است‏بسیار آباد و حاصل خیز و با آب‏و هوایی خوب و به سبب وجود آب و درختان بسیار از نجف اشرف بسی‏بهتر است. ناگفته نماند که امروزه، در سایه سیاست‏حاکمان‏بغداد، به اوضاع بهداشتی و اقتصادی کربلا به هیچ وجه رسیدگی‏نمی‏شود. از این رو، بهداشت و امکانات رفاهی که با اهمیت وجمعیت‏شهر و زائران فراوانش تناسب داشته باشد، در آن به چشم‏نمی‏خورد. کربلا بازهم مغضوب ادامه دهندگان سیاست اموی و عباسی‏است. حرم مطهر حسین(ع) و حرم مطهر ابوالفضل(ع) که در گذشته‏درانبوه مغازه‏ها و خانه‏ها فرو رفته بود، سالیان درازی است که‏از آن شلوغی بیرون آمده و اطرافش تخریب شده است. حرم اکنون درمیدان وسیعی قرار دارد و تمام اطراف این دو حرم را خیابان دورمی‏زند. بازار مشهور بین الحرمین، که در گذشته بین حرم حسین(ع)و ابوالفضل(ع) وجود داشت، اکنون جای خود را به یک بلوار وسیع‏و سرسبز داده است. در محل حرم مطهر حسینی(ع) اماکن مقدسی است‏که به اختصار معرفی می‏شوند:
1 ابتدا ضریح مطهر اباعبدالله (ع) است که بر خلاف ضریحهای‏معمول دارای شش گوشه است:
زیرا قبر مطهر حضرت علی‏اکبر(ع) در پایین پای امام(ع) قراردارد و هر دو قبر در یک ضریح به صورت دو مستطیل متصل به هم(یکی کوچک و دیگری بزرگتر)، قرار گرفته‏اند.
در سمت چپ قبله ضریح مطهر، مدفن آزادگان و سر فرازانی است که‏سر بر پای حسین(ع) نهاده و جان در راه عقیده داده‏اند. اسامی‏آنان بر لوحه‏ای زرین، بر بالای ضریحی که برای همه شهدا دردیوار نصب شده است، نگاشته شده است. البته تعداد این شهدای سرفراز به طور یقینی معلوم نیست. هرچند میان مردم مشهور است که‏آنان هفتادو دو نفر بودند; ولی در این جایگاه نام یکصدو بیست‏نفر نگاشته شده است و به نظر می‏رسد چون هفتادو دو سر از کربلابه کوفه برده شد، برخی این تعداد را عدد اصحاب امام حسین(ع)در کربلا دانسته‏اند. در حقیقت تعداد شهدا بیش از صد نفر است.
مرحوم محلاتی در کتاب «فرسان الهیجاء» می‏گوید: اصحاب امام‏حسین(ع) 228 نفر بوده‏اند که از این گروه یک نفر در بصره،دوازده نفر در کربلا و دویست و هفده نفر در کربلا به شهادت‏رسیدند. مرحوم سماوی در کتاب «ابصار العین‏» می‏گوید: ازمجموع اصحاب سیدالشهدا پانزده تن از اصحاب حضرت رسول اکرم(ص)و پانزده نفر از موالی (مسلمانان غیر عرب ایرانی و غیره)بودند. پنج تن کودک نا بالغ در کربلا به شهادت رسیدند و هفت‏پدر همراه پسرانشان شربت‏شهادت نوشیدند. دو زن نیز در کناراصحاب سیدالشهدا(ع) جنگیدند و به مردان روزگار درس جوانمردی ومردانگی آموختند; و یک زن در این دولت‏سرای عشق جام گوارای‏شهادت را یکباره سرکشید. مجموع این شهدا تقریبا در یک قسمت‏حرم مطهر دفن شده‏اند. زائران در کنار ضریحی که به یاد همه‏آنان نصب شده است، آنان را زیارت می‏کنند. در دست راست قبله‏ضریح مطهر و اندکی جلوتر از قبر مطهر حسین(ع)، ضریح حبیب بن‏مظاهر قرار دارد. این کهنسال با اخلاص که به شدت مورد علاقه‏امام حسین(ع) بود، از صحابه رسول اکرم(ص) به شمار می‏رفت وامام (ع) در نامه‏ای او را با این کلمات ستوده: من الحسین بن‏علی الی الرجل الفقیه... از حسین بن علی به مرد فقیه و دین‏شناس. ..
چون حبیب به شهادت رسید، حضرت کنار پیکر مطهرش قرار گرفت وفرمود: «لله درک یا حبیب لقد کنت فاضلا تختم القرآن فی لیله‏واحده;» خدای پاداش خیرت دهد، ای حبیب; تو دانشمندی بودی که‏هر شب تمامی قرآن را تلاوت می‏کردی. حبیب بن مظاهر، پس ازشهادت، جدا از دیگر شهدا دفن شد. قبلا قبر او جلو دری بود که‏زائران از آنجا وارد حرم مطهر می‏شدند. از اینرو، گفته می‏شد که‏حبیب پس از شهادت نیز همچون نگاهبانی بر در سرای حسین(ع)ایستاده است و زائران او را دو بار زیارت می‏کنند; یک بارهنگام ورود به حرم و دیگر بار هنگام خروج; ولی اکنون آن درتعویض شده است. در کنونی حرم مطهر از ایوان به سوی خود ضریح‏گشوده می‏شود و قبر حبیب در سمت چپ زائران است که از در واردمی‏شوند. بر قبر او ضریح کوچکی قرار دارد که بوسه‏گاه عاشقان‏کربلا و کربلاییان است. اندکی جلوتر از قبر حبیب، راهروی کوچکی‏است که به اتاقی و ضریحی کوچک می‏پیوندد. این‏جا معراج حسینی وجایگاه بار یافتن اباعبدالله به محضر خدای مهربان است. از سوی‏دیگر، اینجا محل یکی از بزرگترین فاجعه‏های تاریخ بشری است.
اینجا قتلگاه حسین بن علی (ع) است.
می‏توان قتلگاه را روضه‏ای مجسم خواند که اشکها را بی هیچ حرفی‏به صورت می‏کشاند و دلها را بی هیچ دستی به سختی می‏فشارد. درمقابل ضریح، راهرویی است که اکنون پوشیده است و از آن می‏توان‏به سردابی که به محل اصلی شهادت منتهی می‏شود، راه یافت.
در قسمت‏بالای سر ضریح مطهر حسینی(ع)، سنگ قرمزی است که گفته‏می‏شود سر مطهر، پس از سفر کوفه و شام، دوباره به وسیله‏ای امام‏سجاد(ع) به کربلا برگردانده و در این مکان شریف گذاشته شد تاکنار بدن مطهر دفن شود. در زاویه شمال غربی حرم مطهر، قبرابراهیم مجاب قرار دارد; یعنی هنگامی که بالای سر مطهراباعبدالله (ع) رو به قبله بایستی، این قبر مطهر پشت‏سرت قرارمی‏گیرد. به نوشته سیدعبدالجواد کلید دار در کتاب «تاریخ‏کربلا» این قبر قبلا در صحن حرم مطهر قرار داشت و با تعمیرات‏بعدی جزو رواقهای حرم شده است. ابراهیم مجاب، که در کتب‏تاریخی ابراهیم ضریر کوفی معرفی شده است، از فرزندان حضرت‏موسی بن جعفر(ع) است. سید بحرالعلوم در کتاب رجال خود او راجد سید رضی و سید مرتضی می‏داند. می‏گویند: از این روی او رامجاب (پاسخ داده شده) می‏نامند که چون به حرم مطهر حسینی(ع)وارد شد و به حضرت سلام گفت، از قبر مقدس صدایی سلامش را پاسخ‏گفت او اولین کسی است که جوار قبر مطهر اباعبدالله (ع) را به‏عنوان محل سکونت، انتخاب کرد و در سال 274 ه ق در زمان منتصرعباسی در این مکان منزل گزید. بنا بر این، می‏توان او رابنیانگذار شهر کربلا دانست.
سرا پرده سردار
عباس لوای همت افراشته است وین راز به خون خویش بنگاشته است او پرچم انقلاب عاشورا را با دست‏بریده‏اش به پا داشته است
از حرم مطهر حسینی(ع) تا حرم حضرت ابوالفضل(ع) تقریبا سیصدمترفاصله است. گنبد و گلدسته‏های زرین ابوالفضل (ع)، که سر برآسمان می‏سایند، یاد آور پرچمی است که روز عاشورا به ظاهر ازدست پرچمدار کربلا بر زمین افتاد، ولی خدای آن را بر افراشت وتا قیام قیامت‏بر افراشته خواهد ماند.
حرم مطهر ابوالفضل از سطح زمین اطراف گودتر است. از این رو،چند پله پایین می‏رویم تا به صحن بسیار بزرگ حرم مطهر واردشویم.
آنگونه که در تاریخ آمده است: حضرت اباعبدالله(ع) بدنهای مقدس‏تمامی شهدا را به محلی به نام خیمه دارالحرب می‏برد.
از این رو، تمامی آنها نیز توسط بنی اسد در یک مکان دفن شدند.
اما حضرت ابوالفضل(ع)، برای آوردن آب، از خیمه‏گاه بسیار دورشده بود و هنگام شهادت، پیکر مبارکش چنان قطعه قطعه می‏نمود که‏کسی نمی‏توانست آن را به خیمه‏ها باز گرداند. از این رو، درکنار نهر فرات باقی ماند و در همان مکان نیز دفن شد. نهرعلقمه همان شریعه فرات است. رود بزرگ فرات در سراسر عراق به‏شعبه‏ها و نهرهای کوچکی تقسیم می‏گردد.
امروزه یکی از این نهرهای کوچک به نام نهر حسینیه از کنارکربلا می‏گذرد و دیگری به نام مصیب نیز کمی دورتر از کنار قبرحر و طفلان مسلم عبور می‏کنند. در آن روزگار نهری به نام علقمه‏در کربلا جریان داشت که برای برداشتن آب از آن محلی مخصوص‏کنارش ایجاد کرده بودند و آن را شریعه فرات یا شریعه علقمه‏می‏نامیدند. اکنون اثری از این نهر وجود ندارد; ولی حرم مطهرابوالفضل(ع) در کنار گذرگاه این رود قدیمی بنا شده است. آثاراولیه حرم مطهر ابوالفضل(ع) به زمانهای بسیار دور بر می‏گردد،از روایات امام صادق(ع) فهمیده می‏شود که قبر مطهر ابوالفضل(ع)در زمان آن حضرت دارای گنبد و بارگاهی بوده است. چنانکه دربرخی روایات و زیارات آمده است:
بر در حرم بایست و بگو... سپس داخل شو و بگو... گویند اولین‏بنا بر قبر اباعبدالله(ع) و ابوالفضل(ع) به دست قبیله بنی اسدیا به دست مختار بن ابی عبیده ثقفی انتقام گیرنده «عاشورا»ساخته شد و بعدها توسط دیلمیان و دیگران تجدید عمارت یافت.
اکنون این حرم دارای صحنی وسیع و درهای متعدد و بسیار دل‏انگیزو روح نواز است. مسلمانان عراق، حتی آنان که با ولایت‏سرو کاری‏ندارند، بر اثر دیدن کرامات بسیار از حضرت ابوالفضل(ع)، به آن‏حضرت سخت نیک اعتقاد دارند. پس از زیارت حرم حضرت ابوالفضل(ع)با جمع‏آوری زائران به هتل برگشتیم تا صبحانه را صرف کرده،آماده زیارت اماکن بعدی شویم.
دیدار با ساحل نشینان فرات
با قطره‏های اشک از آن همسفر شدم کاین کاروان به کوی صفا می‏برد مرا
زائران که از قبل از اذان صبح مشغول نماز و دعا و گریه وزیارت بوده‏اند، به طور طبیعی به استراحتی طولانی نیاز دارند، بویژه که اکثریت آنان را افراد سالمند تشکیل می‏دهد. اما شوق‏دیدار و زیارت چنان در دل آنان به وجود آمده است که با کمترین‏استراحت ممکن همیشه پای در رکاب برای رفتن به اماکن متبرک وزیارتگاههای این دیار آماده‏اند. مسوولان عراقی برنامه امروز راچنین اعلام می‏کنند: زیارت طفلان مسلم و زیارت حر بن یزید ریاحی‏و زیارت عون بن عبدالله.
برای زیارت این بزرگواران باید از شهر کربلا خارج شویم و به‏شهرکی در شش کیلومتری کربلا به نام مصیبب برویم. اکنون سوار براتوبوس سمت‏شهرک مصیب و حرم طفلان مسلم حرکت می‏کنیم. در این‏مسیر، از روی رود بزرگ فرات می‏گذریم. قبلا زئران ایرانی به‏کنار فرات برده می‏شدند تا در این آب آتش‏خیز و خاطره‏انگیز وضوسازند; ولی اکنون این برنامه لغو شده است و ما تنها از درون‏اتوبوس می‏توانیم نظارگر فرات باشیم.
آب یک آب است اما در صفات هست‏بهتر از همه آب فرات
در باره فرات و فضلیت آب این رود روایات بسیار وارد شده است.
امیرمومنان(ع) فرمود: آب فرات سرور تمامی آبهای دنیا و آخرت‏است.
امام سجاد(ع) نیز فرمود: در شرق و غرب زمین هیچ نهری بابرکت‏تر از فرات نیست. امام باقر(ع) فرمود: اگر فاصله میان ماو آب فرات چندین میل بود، باز سراغ آب فرات می‏رفتیم.
امام صادق(ع) فرمود: هر روز قطراتی از آب بهشت در این نهرریخته می‏شود. گذشته از همه این روایات، فرات با ذهن و دل شیعه‏رابطه‏ای پنهان دارد. یادی را در ذهنها زنده می‏کند که اشکها راجاری می‏سازد و قلبها را می‏فشرد. از این رو، زائران از من‏خواستند با مامورین عراقی صحبت کنم و از آنان بخواهم اندکی‏بر کناره فرات توقف کنند; ولی آنان این در خواست را نپذیرفتندو وعده دادند که هنگام عبور از فرات اتوبوس آرامتر حرکت کندتا زائران با نگاهشان از این دریای مواج آب و خاطره و سوز وگذاز توشه بردارند. تقریبا هفت هشت دقیقه اتوبوس آرام آرام ازروی پل می‏گذشت و فرات هم موج زنان از زیر پل در حرکت‏بود.
بچه‏های کوچک عراقی شیشه‏هایی را از آب فرات پرکرده به قیمت‏نسبتا زیادی به زائران می‏فروختند. زائرانی که حق توقف و پیاده‏شدن در ساحل فرات را نداشتند، می‏توانستند از پنجره‏های ماشین‏در حال حرکت پول داده، آب را دریافت کنند. هنگام رسیدن به‏فرات، تمامی روضه‏های تشنگی امام حسین(ع) و کودکان و اصحابش درذهن جان می‏گیرد و قلب را می‏سوزاند. راستی تشنه‏کامی، آن هم درکنار این دریای مواج جانکاه است. دریغ کردن آب از مهمان، حتی‏به اندازه سیراب کردن کودک شش ماهه، آن هم در ساحل این آب‏مواج و غلطان و فراوان قلب را می‏فشرد و اشک را جاری می‏سازد وناله را اوج می‏بخشد. گویا خود نظاره‏گر لبهای تشنه و ترک خورده‏تشنگان کربلا هستی. صدای العطش کودکان حسین از ورای هزار واندی سال به گوش می‏رسد و تاریخ بشر را غرق شرمساری می‏کند. ازاین رو، زائران با دیدن فرات شروع به گریه می‏کنند آن هم با چه‏سوز و گدازی. روز بعدهم، که عازم بغداد بودیم، دوباره از کنارفرات گذشتیم و باز همین سوز و گداز و گریه و ناله شروع شد.
یادم نمی‏رود مادر شهیدی از زمانی که به نزدیکی فرات رسیدیم‏گریه و ناله را آغاز کرد و شاید تا بیش از نیم ساعت که ازفرات فاصله گرفتیم، هنوز آرام نمی‏گرفت. یکی از عراقی‏ها که ازاین همه گریه و اظهار اندوه شگفت زده شده بود، با اشاره به‏منظره بسیار زیبای ساحل فرات و نی‏های بر آمده بر کرانه‏های آن،گفت: آیا در ایران منظره‏ای بدین زیبایی وجود دارد؟ من پاسخ‏دادم: منظره‏های بسیار زیباتر از این در شمال و جنوب ایران‏وجود دارد، ولی آنچه ما را شیفته فرات ساخته و این‏گونه ولوله‏در جمعیت انداخته است، تاریخ شگفت و جان سوز این رود و شطجهالت و قساوتی است که از دل انسانهای بیدادگر در کناره این‏رود جریان یافته است.
دیدار با طفلان مسلم
بالاخره اندک اندک از فرات گذشتیم و به حرم طفلان مسلم نزدیک‏شدیم. هنگامی که به نزدیکی حرم طفلان مسلم می‏رسی، دو گنبد کاشی‏آبی رنگ کوچک را می‏بینی که سر در آغوش ابرها و آسمان آبی‏برده‏اند یا این دو گنبد همان دو طفل معصوم و مظلومند که‏یکدیگر را در آغوش گرفته‏اند; با نگاه معصومانه‏شان ورود تو رابه حرم خویش خوش‏آمد می‏گویند و با مظلومیت تمام از قساوتی که‏بر آنان رفته است، حکایت می‏کنند.
در باره تایخ زندگی این دو کودک «محمد و ابراهیم‏» سخنهای‏گوناگونی گفته شده است. گروهی از مورخان می‏گویند: این دو کودک‏همراه با کاروان کربلا بودند و هنگامی که اسرای آل محمد(ص) رابه شهر کوفه بردند، فرار کرده، به شخصی پناه بردند و سر انجام‏دستگیر و به زندان کوفه منتقل شدند. برخی دیگر گفته‏اند: این‏دو کودک از لشکرگاه امام حسین(ع) در کربلا فرار کرده به مردی‏کوفی پناهنده شدند. او به امید جایزه آنان را نزد عبیدالله بن‏زیاد حاکم کوفه برد.
ولی مشهورتر آن است که این دو کودک همراه پدر بزرگوارشان مسلم‏بن عقیل به شهر کوفه آمدند. چون مسلم بن عقیل احساس کرد به‏زودی به دست دشمن گرفتار خواهد شد، آن را به دست‏شریح قاضی‏سپرد. شریح نیز، چون احساس خطر کرد، آن را به فرزند خود سپردتا با قافله‏ای که به سوی مدینه می‏رفت، همراه سازد; ولی فرزندشریح، وقتی این دو کودک را به محل توقف قافله رساند، مشاهده‏کرد که قافله حرکت کرده است. از این رو، مسیر قافله را به‏آنان نشان داد و گفت اگر بشتابید، می‏توانید به زودی به قافله‏برسید. آنان نیز، بر اساس راهنمایی‏های پسر شریح، در همان مسیرحرکت کردند. دو کودک خردسال به طور طبیعی به قافله‏ای که باسرعت‏حرکت می‏کرد نرسیدند. آنان مقدار بسیاری راه پیمودند و سرانجام راه را گم کردند و در نهایت‏به دست مزدوران عبیدالله بن‏زیاد دستگیر و زندانی شدند.
این دو کودک مدتی طولانی در زندان کوفه به سر بردند تا اینکه‏زندانبان آنان، که از ارادتمندان امیرمومنان بود، بر اثرحادثه‏ای به هویت زندانیان گرامی خود پی برد; بر اساس ایمان وعلاقه درونی‏اش، آنان را آزاد ساخت و خود در پی این اقدام‏فداکارانه به شهادت رسید. این دو کودک، پس از آزادی از زندان،شبها حرکت می‏کردند و روزها پنهان می‏شدند تا به دست عمال ابن‏زیاد گرفتار نیایند. آنها، بدین شیوه مسیر نسبتا طولانی بین‏کوفه و مصیب را پیمودند. در این مکان زنی آنان را مشاهده کرد،با خود به خانه‏اش برد و از آنها پذیرایی کرد.
حارث، فرزند یا دامادش که از مزدوران رژیم یزیدی بود، هویت‏آنان را دریافت. او، برای جایزه، آنان را به شهادت رساند; بدن‏بی سرآنان را کنار فرات افکند و سرهای آنان را به در بارعبیدالله بن زیاد برد. منظره دو سر بریده این کودکان مظلوم وبی‏پناه آن قدر رقت‏بار و ناراحت کننده بود که وجدان خفته وعاطفه مرده اطرافیان عبیدالله بن زیاد را نیز تحت تاثیر قرارداد. عبیدالله بن زیاد از این منظره تاثرآور و جان سوز تحریک‏احساسات اطرافیانش ناخشنود شد و دستور کشتن حارث را صادر کرد.
فردی از شیعیان که در دربار عبیدالله حاضر بود و تشیع خویش رامخفی می‏داشت، انجام این ماموریت را به عهده گرفت و حارث رابه محل شهادت این دو طفل معصوم برد و او را به سزای کردارزشتش رساند. وضعیت‏خاص حرم و دو ضریح کوچک که به فاصله یکی دومتری از یکدیگر قرار دارد، بسیار تاثرانگیز و جان سوز است.
حرم فعلی دارای صحن نسبتا بزرگی است و زائران آن را تقریبا به‏طور کلی ایرانیان تشکیل می‏دهند. تنها چند عراقی به عنوان خادم‏و دریافت کننده کمک از زائران در حرم حضور دارند. سماور بزرگی‏در گوشه صحن رو به راه‏است و با اصرار به زئران چای می‏دهد. (یالا اقل به ما خیلی اصرار و تعارف کردند) وضعیت‏سماور واستکانها خیلی تمیز و بهداشتی نیست، ولی بالاخره با آب فرات وخستگی راه و گریه و روضه، چای خیلی می‏چسبد. البته فراموش نشودوقتی یک چای خوردی، باید به چند تن که دور و بر بساط چای پرسه‏می‏زنند و هرکدام متصدی کاری هستند، کمک کنی. مصیب، شهرکی است‏که حرم طفلان مسلم در آن قرار دارد، شهرکی بسیار آباد و حاصل‏خیز است; زیرا آب و زمین به بهترین وجه در اخیتار آنهاست. آب‏فراوان فرات از یک سو و زمین حاصل خیز منطقه کربلا از سوی‏دیگر; ولی اکنون این شهرک و مردم آن، در این دیدار کوتاه‏زیارتشان کردیم، در تنگدستی به سر می‏برند. در خواست کنندگان‏کمک همانند همه جای عراق اینجا هم بسیارند، تا آن جا که پس ازحرکت اتوبوس ما پسر بچه‏ای حدود یکی دو کیلومتر به دنبال‏اتوبوس می‏دود تا کمکهایی که زائران بیرون می‏افکنند، دریافت‏کند.
در جلو در حرم، جز خیل مستمندان و پرسشگران، بسیاری نیز مشغول‏فروختن میوه به زائرانند. برخی نیز عکسهای زیبایی از مشاهدمشرفه را به قیمتهای مناسبی عرضه می‏کنند. در حرم طفلان مسلم،گزارشی از تاریخ این دو بزرگوار داده شد. سپس ورضه‏ای و اشکی وزیارتی و چند رکعت نماز. آنگاه به سوی حرم حر راه افتادیم.




0 نظرات:

ارسال یک نظر