پدیدآورنده:راحله عطایی،

،
اشاره
چهارم شعبان، یادآورِ خاطره‏ای شاد و به یادماندنی از تولد نوزادی با چهره‏ای زیبا و شأنی والاست؛ روزی که خانه کوچک علی علیه‏السلام بار دیگر ستاره باران شد و تحفه‏ای دیگر از سوی پروردگار بزرگ به ایشان ارزانی گشت. روز درخششِ ماهِ بنی‏هاشم، پسر امّ‏البنین علیهاالسلام بانوی فداکار علی علیه‏السلام روزِ شادمانی شهر مدینه و فرزندانِ علی بن ابی‏طالب علیه‏السلام .
عباس می‏آید...
عباس آمد تا حسین علیه‏السلام تنها نباشد. آمد تا درس جوان‏مردی به جهانیان بیاموزد. آمد تا برادری را معنا کند، وفا را شرح دهد، ایثار را الگو باشد، شجاعت را تفسیر کند و دلاوری را مصداقی والا گردد. عباس آمد تا یاد و خاطره پدر را برای همیشه در اذهان مردم زنده نگه دارد؛ دلاوری علی و حمایت او را ازدین، سال‏ها بعد از پدر احیا کند. عباس آمد تا یار و همراهِ حسین علیه‏السلام گردد و در کنار او بماند. عباس یعنی عشق، فداکاری، برادری و برادر یعنی عبّاس.
روز شور و صفا
جمعه، چهارمین روز شعبان سال 26 ق است که هلهله شیفته گان امیرمؤمنان علی علیه‏السلام کوچه‏های بنی‏هاشم را لبریز از شور و صفا کرد. خانه محقّر مولا و همسرش فاطمه کَلابیه، آغوش خود را به روی دیدارکنندگان سیمای طفل نورسیده باز کرد و یکایک آنان را در خود جای داد. امام فرزند دل بند خود را به سینه چسبانید و او را بوسه محبت زد. ابتدا در گوش راستش اذان و سپس در دیگر گوش کودک اقامه گفت و با این کار، در نخستین لحظه‏های حیات او، بذرهای پاک بندگی افشانده شد و در گلستان وجود او، شاخسار ایمان و عشق به «توحید» و «نبوت» نمایان گردید تا در همیشه تاریخ، همگان از سایه سار «ولایت» وی بهترین بهره‏ها را از آن خویش سازند.
نام‏گذاری
نوزادی زیبا؛ فضای خانه علی علیه‏السلام را عطرآگین ساخته و همه از زیبایی و روشنایی چهره او سخن می‏گویند. پدر، نگاهی مهربان و عمیق به چهره نوزاد دارد. فاطمه کَلابیه منتظر است تا سرور و مولایش علی علیه‏السلام ، نام کودک را برگزیند. سرانجام علی علیه‏السلام لب به سخن می‏گشاید و نام فرزند عزیزش را این گونه می‏گوید: «عباس». «عباس»، یعنی شیر بیشه شجاعت و قهرمان میدان نبرد؛ دلاوری دریادل از شجاعان اسلام، قهرمانی عبوس و خشمگین در برابر باطل و شادان و متبسّم در مقابل نیکی‏ها و خوبی‏ها».
هفتمین روز میلاد
هفتمین روز میلاد عباس کوچک فرارسیده بود که علی علیه‏السلام فرزند خود را طلبید، لبان خویش را به یاد خدا مترنّم ساخت و طبق سنت اسلام، موهای زیبای آن ماه رو را تراشید و هم وزن آن طلا یا نقره به مستمندان صدقه داد. سپس گوسفندی ذبح کرد تا به برکت آن صدقات و این قربانی، پیکر پاک عباس پابرجا و سالم مانده و روزهای زندگانی‏اش، سرشار از برکتی جاودان باشد.
انتخابی مناسب
سپیدی سیرت و زیبایی صورت کودک زیبای علی علیه‏السلام ، بسیاری را برآن داشت که بر بینش علی علیه‏السلام آفرین گفته و به انتخاب عقیل تبریک گویند. آن‏ها از روزی یاد می‏کردند که امام علیه‏السلام از برادرخود عقیل طلبید تا از بلندای «علم نسب‏شناسی» نگاهی به قبایل مختلف بیفکند و انگشت اشاره بر بانویی نهد که یارای مادری دلاورانی شجاع و قهرمانانی سرآمد باشد؛ فرزندانی قوی‏دل و پیل‏افکن که در عرصه‏های نبرد، استوار بوده و در فردای حوادثْ رزم‏آورانی نامور گردند.
بدین گونه، عقیل پس از مدّتی ژرف‏نگری؛ «فاطمه کَلابیه» یا «امّ‏البنین» را برگزید. هم او که از بانوان فرزانه و ارج‏مندی بود که معرفتی بس والا نسبت به اهل بیت علیهم‏السلام داشت وسراپرده وجودش، پرنور از روشنی عشق و محبت به فاطمه زهرا علیهاالسلام و فرزندان او بود. او خود را خدمت گزاری برای پرستاری حسن و حسین علیه‏السلام می‏دانست و عطوفتی بسیار نسبت به زینب و اُمُ‏کلثوم داشت.
مثلث شخصیت حضرت عباس علیه‏السلام
به گفته بسیاری از دانشمندان علم روان‏شناسی، سه موضوع وراثت، تربیت و محیط در پیدایش شخصیّت انسان نقش به سزایی دارد این سه عامل درباره شخصیّت حضرت عباس در بالاترین و بهترین حدّ خود وجود داشت؛ زیرا ایشان عالی‏ترین ارزش‏ها را از پدر ارج‏مند و مادر پرفضیلتش به ارث برد و در محضر این دو بزرگ وار تربیت یافت و در خانه علی علیه‏السلام درکنار فرزندان حضرت زهرا علیهاالسلام ، از عالی‏ترین برنامه‏های تربیتی برخوردار بود. در مورد عامل محیط نیز، عباس در محیطی رشد یافت که فرزندان حضرت زهرا علیهاالسلام به وجود آورنده آن بودند؛ محیطی که سراسر نور و صفا و اسلام ناب بود و در آن محیط، جز اخلاق نیک اسلامی و شیوه‏های ارج‏مند و ارزش‏های والای انسانی، چیز دیگری مطرح نبود.
پدر فضیلت‏ه
درباره علت نامیدن عباس علیه‏السلام به ابوالفضل، دو قول آمده است: عده‏ای گفته‏اند ایشان را بدان سبب که پسری به نام فضل داشته، ابوالفضل نامیده‏اند؛ ولی نظر صحیح‏تر آن است که چون سراسر زندگی درخشان آن حضرت، پر از فضل و فضیلت بود، او را بدین نام خواندند؛ زیرا ابوالفضل یعنی پدر فضیلت‏ها و ارزش‏ها.
ماه بنی هاشم
در میان عرب رسم بود که اگر کودکی زیبایی فوق‏العاده‏ای داشت و دارای قامتی بلند و چهره‏ای زیبا بود، او را با عنوان «قمر» یا همان «ماه» می‏خواندند، مثلاً عبدمناف جدّسوم پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را که چهره‏ای زیبا و نورانی داشت، قَمَر بَطْحاء (ماه سرزمین مکه) و عبداللّه‏ پدر ارجمند پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را که سیمای نورانی و چشم گیر داشت، قَمَر حَرَم (ماه حَرَم) می‏خواندند. به حضرت عباس علیه‏السلام نیز که از زیبایی ویژه‏ای برخوردار بود و قامتی رشید هم‏چون سرو داشت، قَمَر بنی‏هاشم (ماه دودمان هاشم) می‏گفتند. نکته قابل توجه آن است که همه بنی‏هاشم مردمانی زیبا رو و خوش سیما بودند، ولی عباس چنان سیمای زیبایی داشت که چنین لقب و عنوانی را یافت.
آمد آن ماه که خوانند مَهِ انجمنش
جلوه گر نور خدا از رُخ پرتوفکنش
آیت صولت و مردانگی و شرم و وقار
روشن از جلوه تابنده ز وَجْهِ حَسَنش
همراه حسن علیه‏السلام ؛ همراز حسین علیه‏السلام
با غروب غم‏انگیز حیات امیرالمؤمنین علیه‏السلام ، صبح صادق امامت امام حسن علیه‏السلام و سپس دوران امامت امام حسین علیه‏السلام آغاز شد. این فصل از زندگانی عباس علیه‏السلام که بیست سال به طول انجامید، دفتری از فضایل و صفات آسمانی وی بود. در این دوران، همگان او را فردی فروتن، یاری مهربان و سربازی دل سوز می‏دیدند.
پس از شهادت امام حسن مجتبی علیه‏السلام ، عباس علیه‏السلام مشاوری امین و معاونی قابل اعتماد شناخته می‏شد و همیشه با امام حسین علیه‏السلام هم راز بود. این صفات چشم‏گیر با مرگ معاویه و روی کارآمدن یزید، جلوه‏ای دیگر یافت که سرانجام به کربلا و آن همه رشادت‏های اشک برانگیز عباس، این دلاور مرد بزرگ عرصه جهاد و شهادت انجامید.
علم و دانش ماه هاشمی
حضرت ابوالفضل علیه‏السلام که برخوردار از استعدادی شگرف و قابلیتی عظیم برای گرفتن معارف الهی بود، نزد استادی درس آموخت که منبع علم الهی، وارث علوم حضرت ختمی مرتبت صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و نیز یگانه روزگار در نشر معارف ربانی و تعلیم اخلاق نیکو و احکام اسلام بود. بعد از امیرمؤمنان علیه‏السلام نیز به امام حسن و امام حسین علیه‏السلام که بنگریم، آنان را منبع علوم الهی و معلّمان الهی جامعه اسلامی در نشر معارف دین می‏یابیم، عبّاس بعد از پدر، لحظه‏ای از این دو برادر جدا نبود. ابوالفضل علیه‏السلام زورق‏نشین دریای علم این دو امام هُمام بوده و از بی‏کرانه معارف الهی آنانْ بسا دُرّهای شاه‏وار که برچیده بود.
دلاور نوجوان
در یکی از روزهای جنگ صفیّن، نوجوانی که به صورتش نقاب زده و هیبت و شجاعت از آن آشکار بود، وارد میدان مبارزه گشت و همآورد طلبید. کسی حاضر به مبارزه با او نشد تا این‏که یکی از شامیان که دلاوری‏های بسیار از خود نشان داده بود، به میدان آمد. وی نخست پسران خود را برای مبارزه فرستاد و هر هفت نفر آنان به دست نوجوان نقابدار شکست را پذیرا شدند و سپس خود او به مصاف رفته و سرنوشتی مشابه پسران یافت. سپاه حضرت علی علیه‏السلام نیز از این نوجوان رشید که احتمال بسیار می‏دادند به دلیل دلاوری شایانش از بنی‏هاشم باشد، در شگفت شدند، ولی به لحاظ نقابِ چهره موفق به شناخت او نشدند. وقتی کار نوجوان دلاور به پایان رسید و به محل استقرار خود برگشت، پدرش امیرمؤمنان علیه‏السلام او را فراخواند و نقاب از سیمایش برگرفت و همگان دیدند که آن نوجوانِ دلاور، کسی غیر از قمر بنی هاشم نیست.
القاب زیبا
لقب، عنوانی است که در اثر ظهور ویژگی‏هایی از انسان‏ها به ایشان نسبت داده می‏شود تا نشان‏دهنده ویژگی‏هایشان باشد. با توجه به ابعاد مختلف زندگی حضرت عباس علیه‏السلام ، به‏تدریج لقب‏های متعددی برای ایشان گذاشته شد و مردم با ذکر آن القاب، عظمت اخلاقی آن حضرت را بازگو می‏کردند؛ القابی مانند مُؤثِر (ایثارگر)، فادِی (فداکار)، سقّا(ساقی تشنگان)، الشّهید، پرچم دار، السّاعی (تلاش گر)، الصّدیق (راستین)، سپهسالار، ظَهْرُ الوِلایَه (پشتیبان ولایت و امامت)، باب الحوائج (دروازه حاجات)، عبدصالح (بنده نیک)، حامِی (حمایت‏گر)، ضَیْغَم و ضَرغام (شیر ژیان و چابک) و نیز لقب‏هایی دیگر که عدد آن‏ها به 21 لقب می‏رسد.
ازدواج و فرزندان
تاریخ ازدواج حضرت عباس علیه‏السلام روشن نیست، ولی با توجه به این‏که آن حضرت هنگام شهادت پدر، حدود چهارده سال داشته‏اند، می‏توان حدس زد که ازدواج ایشان در عصر امامت امام حسن مجتبی علیه‏السلام بوده است. ایشان با «لُبابه» دختر عبیداللّه‏ بن عباس که پسرعموی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بود، ازدواج کرد. لُبابه از بانوان ارج‏مند بود و از حضرت عباس علیه‏السلام دارای دو فرزندبه نام‏های فضل اللّه‏ و عبیداللّه‏ شد. عبیداللّه‏ از عالمان بزرگ به شمار می‏رفت و در جمال و کمال، گوی سبقت از امثال خود ربوده بود. او در سال 155 ق درگذشت. عالمان علم نسب‏شناسی اتفاق‏نظر دارند که نسل حضرت ابوالفضل علیه‏السلام منحصر در عبیداللّه‏ است. فرزند دیگر ایشان نیز به نام فضل‏اللّه‏، سخن‏وری فصیح، دین‏دار و باتقوا، و نیز دلاوری قهرمان و مورد بزرگ داشت بزرگان جامعه اسلامی آن زمان بود.
یادگاری از عباس علیه‏السلام در ایران
حضرت عباس علیه‏السلام از لُبابه و دیگر همسرانش، پنج فرزند به نام‏های عبیداللّه‏، فضل‏اللّه‏، حَسَن، قاسم و یک دختر داشت و نسل ایشان از جانب عبیداللّه‏ ادامه یافت. در این نسل، رادمردان بزرگ و عالمان و فقیهان برجسته‏ای به وجود آمدند که یکی از آن‏ها به نام علی‏بن‏ابراهیم که نوه آن حضرت است و در قم مدفون می‏باشد. گنبد و بارگاه این عزیز، با عنوان شاه‏زاده سیدعلی یا شاه سیدعلی معروف و هر روزه، پذیرای مشتاقان و ارادت مندان خاندان پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است.
ماه هاشمی از نگاه معصومان
از راه‏های شناخت منزلت والای حضرت ابوالفضل علیه‏السلام و صفات گران‏قدر ایشان، احادیث و سخنان پیشوایان دین و ائمّه‏اطهار علیهم‏السلام است. امام صادق علیه‏السلام در بیان شخصیت والای عموی بزرگ‏وار خویش، حضرت عباس علیه‏السلام می‏فرماید: «عموی ما عباس‏بن‏علی علیه‏السلام ، بصیرتی نافذ و بینشی عظیم و ایمانی شدید داشت. در محضر امام‏حسین علیه‏السلام به جهاد برخاست و در راه حضرتش جانبازی و ایثاری تمام نمود و به شهادت رسید».
حضرت عباس علیه‏السلام در بیان امام سجاد علیه‏السلام
امام زین‏العابدین علیه‏السلام ، درباره مقام والای حضرت عباس علیه‏السلام در بیانی رسا می‏فرمایند: «در روز قیامت، حضرت عباس علیه‏السلام چنان مقامی در راه خدا خواهد داشت که تمامی شهیدان به آن غبطه می‏خورند». این تعبیر، به خوبی حکایت از والا مقامی سردار بی‏همتای کربلا دارد؛ چرا که هر شهید را مقامی بلند و رفیع است و کسب افتخاری دو چندان در مقابل چنین رقیبان بلندمرتبه‏ای، به معنای برخورداری از افتخاری سترگ و شأنی بسیار بالا به شمار می‏رود.
عباس علیه‏السلام در کلام سیره‏نویسان
سیره‏نویسان، مقام و منزلت پسر ام البنین علیهاالسلام را چنین نوشته‏اند: «عباس چون کوهی بلند و قلبش همانند کوه مستحکم بود، چرا که او یکّه سواری بلند همّت و قهرمانی سلحشور بود و در میدان پیکار و جنگ با دشمنان، با جرأت بی‏بدیلی، سنگین‏ترین ضربه‏ها را بر آن‏ها وارد می‏ساخت و با بی‏باکی شگفت‏آوری، آن‏ها را سرکوب می‏کرد».
گوشه‏ای از زیارت‏نامه حضرت عباس علیه‏السلام
امام صادق علیه‏السلام در زیارت نامه‏ای خطاب به حضرت ابوالفضل علیه‏السلام ، فضایل آن حضرت را برمی‏شمرد که قسمتی از آن چنین است: «سلام خدا، فرشتگان مقرّب، پیامبران، بندگان شایسته، شهیدان، راستگویان و درودهای پاکیزه و پاک در هر بامداد و پسینْ بر تو ای فرزند امیرمؤمنان. گواهی می‏دهم براین که تو تسلیم بودی و تصدیق نمودی و نسبت به یادگار پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و نوه برگزیده او وفاداری خود را ثابت کردی. تو همان راهی را رفتی که جنگجویان بدر و پیکارکنندگان در راه خدا و خیرخواهان او در پیکار دشمنانش و کوشایان در یاری دوستانش رفتند. تو هیچ گاه سستی نورزیدی و سرنتافتی و به راهی که رفتی، آگاهی و بینایی کامل داشتی. سلام بر تو و رحمت خدا و برکات و آمرزش و خشنودی‏اش بر روح و جسم پاکت باد».
ماه درخشان
ای حرمت قبله حاجات ما
یاد تو تسبیح و مناجات ما
تاج شهیدانِ همه عالمی
دست علی ماه بنی‏هاشمی
ماه کجا، روی دل‏آرای تو
سرو کجا، قامت رعنای تو
ماه و درخشنده‏تر از آفتاب
مشرق تو جان و تن بوتراب
هم قدم قافله سالار عشق
ساقی عشّاق و علمدار عشق
مکتب تو مکتب عشق و وفاست
درس الفبای تو صدق و صفاست
سید محمد علی ریاضی
ادب تولد
یکی از شاعران نکته‏سنج، با نگاهی به سال روز تولد حضرت عباس علیه‏السلام که در چهارم شعبان و مقایسه آن با تولد امام حسین علیه‏السلام که در روزسوم شعبان است، آن را نشانی از ادب عباس علیه‏السلام دانسته و چنین سروده است:
مطلع شعبانِ همایون اثر
بر ادب توست گواهی دگر
سوم این ماه که نور امید
شعشعه صبح حسینی دمید
چارُم این مَه که پر از عطر و بوست
نوبت میلاد علمدار اوست
ای به فدای تو و جان و تنت
این ادبِ آمدن و رفتنت
روز شهادت قدمی پیش‏تر
وقت ولادت قدمی پُشت سر
سید محمد علی ریاضی
سلام بر فرمانده
سلام بر عباس پسرعلی علیه‏السلام ، دلاورمردِ بی‏همتا. سلام بر آن که همگان را درس وفا و ایثار آموخت. سلام بر حامی ولایت ومدافع امامت. سلام بر ماه مدینه و صفحه درخشانِ کتاب تاریخ. سلام بر فرمانده سپاه حسین علیه‏السلام . سلام بر آن که امام زمانش ندای«فدایت گردم» را ارزانی او داشت. سلام بر او که امانْ از امان‏نامه دشمن برید و هیچ‏گاه حسین را تنها نگذاشت، مگر آن هنگام که به مولایِ حسین علیه‏السلام پیوست.
عباس علیه‏السلام اسوه وفا
«عباس اسوه فرماندهان و الگوی پرچمداران است، در وفا و اخلاص، در ایمان و جهاد، در استقامت و پایمردی، در فتوّت و جوانمردی، در اطاعت از امام خویش، و در هر خصلت نیک و صفت ارزشمندی که کرامت یک انسان به آن بسته است.
آموزگار عشق و وفاست، و الهام‏بخش صبوری و ایثارگری و بزرگواری. نمونه بارز روح بلند و خدایی، یک جان برکف عاشورایی است، که نگاه علی بر نگاهش گِره خورده و روح علوی و شور حسینی در جان و سر و سینه اوست».


0 نظرات:

ارسال یک نظر