فدایی ولایت
Published ۱۳۸۷ آذر ۲۱, پنجشنبه by نویسنده in زندگینامه حضرت اباالفضل العباس(ع)،
پدیدآورنده: محمّد عابدی،
،
* به مناسبت چهارم شعبان، سالروز تولد حضرت ابوالفضل العباس علیهالسلام *
چون آفتاب حیدری تابید بر اُم البنین
آن سان که از نیسان شدی اندر صدف دُرّ ثمین
ماه بنیهاشم عیان گردید از آن مه جبین
تا آن که گردد حامی دین خداوند مبین
بهر حسین بن علی حق پرورد یار و معین
چونان که بودی مرتضی بر مصطفی یار و قرین
بر گو به ماه آسمان بنما رخِ خود را نهان
بعد از فراغ
امام علی علیهالسلام بعد از فاطمهی زهرا علیهاالسلام طبق وصیت همسر با امامه(2) ازدواج کرد و مدتی بعد در صدد برآمد با یکی از زنان که از خانوادهای شجاع و دلیر باشد، ازدواج کند تا خداوند فرزندی دلیر از وی به او عطا فرماید.(3) به این منظور از برادرش عقیل که در علم انساب تبحّر داشت، خواست بانویی از خاندانی اصیل را برگزیند و خود نیز به خواستگاریش برود. ابینصر بخاری در این باره مینویسد: «قال امیرالمؤمنین علیهالسلام لعقیل بن ابی طالب ـ و هو اعلم قریش بالنسب ـ اطلب لی امرأةً ولدتها شجعان العرب حتی تلدلی ولدا شجاعا»؛(4) برایم بانویی بیاب که زادهی شجاعترین عرب باشد تا برایم فرزندی شجاع بیاورد.
و به این ترتیب بود که برادر بزرگتر برای یافتن و سپس خواستگاری از چنین بانویی به فکر فرو رفت و اندکی بعد به یاد دختری از قبیلهی کلابیه افتاد و گفت: «تزوج ام البنین الکلابیه فانه لیس فی العرب اشجع من آبائها»(5)؛ با ام البنین کلابیه ازدواج کن که در عرب شجاعتر از پدران او کسی نیست.(6)
که تولد حضرت ابوالفضل علیهالسلام در چهارم شعبان سال 26 هجری قمری ذکر شده است.(7)
فاطمه (ام البنین)
فاطمه (ام البنین) از خاندانی ولایت مدار و اصیل بود. خاندانی که از صفات جوانمردی، دلیری، شجاعت و ... بهرهای وافر داشتند. پدرش «حزام بن خالد بن ربیعه» مردی شجاع و مادرش «ثمامه» دختر سهیل بن عامر بن جعفر بن کلاب از بانوان اصیل عرب بود. تا آن جا که در برخی کتب، نام یازده تن از مادران او را بر شمردهاند که همه، از مادران نجیب و همسران اصیل روزگارشان بودهاند.
ام البنین صفات برجستهای در وجود خویش داشت که برخی از آنان موروثی و تعدای نیز بعد از ازدواج با علی علیهالسلام بروز یافت. شجاعت، دلیری، وفاداری، هنرمندی (ادبیات) و عزت نفس را میتوان از دستهی اوّل و ایثارگری، ولایتپذیری، فدایی امامت شدن و تربیت جوانان صاحب بصیرت و آگاهی را از طایفهی دوم دانست.
آری در وفاداری او همین بس که قبل از علی علیهالسلام با کسی دیگر ازدواج نکرده بود و بعد از شهادت امیرمؤمنان علیهالسلام نیز با کسی ازدواج نکرد(8) و عمرش را در راه تربیت چهار پسر برومندش (عباس، جعفر، عبدالله و عثمان) گذراند و در این دوره همواره فرزندان فاطمه را بر فرزندان خود مقدم میداشت که تاریخ در اینباره سخن بسیار دارد.(9)(10)
پس از واقعهی کربلا، «بشیر» به مدینه بازگشت تا خبر این واقعهی تلخ را به مردم بدهد. او با ام البنین علیهاالسلام رو به رو شد و خود را آماده کرد تا خبر شهادت چهار فرزندش را به او بدهد. اما ام البنین مهلت نداد و از سلامتی حسین علیهالسلام پرسید. بشیر گفت: عباس را کشتند. ام البنین باز از حسین پرسید و بشیر خبر شهادت فرزند بعدی را داد و همین طور خبر شهادت هر چهار پسرش را به او رساند، امّا ام البنین باز از سلامت حسین میپرسید و میگفت:
یا بشیر اخبرنی عن ابی عبدالله الحسین. اولادی و من تحت الخضراء کلهم فداء لابی عبدالله... و زمانی که خبر شهادت حسین علیهالسلام را شنید، گفت: آه که بندهای قلبم را پاره پاره کردی.(11)
نور حیدری
در چهارم شعبان سال 26 هجری، از دامن ام البنین، نور حیدری درخشیدن گرفت و خانههای مدینه را از طلوع صبحی دیگر خبر داد. آری چشمان منتظر علی، ام البنین، زینب، حسن، حسین و ... به سیمای فرزندی دوخته شد که شبیه پیامبر خدا بود(12) و علی علیهالسلام به شجاعت و دلیری او خبر داده بود. صحت این پیشبینی را از همان لحظهی تولد در سیمای جدّی و مردانهی او میشد دید. حضرت، فرزندش را در بر گرفت و سیمایش را غرق در بوسه کرد و مراسم شرعی تولد را آغاز نمود. در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و در هفتمین روز تولد نیز به سنت اسلامی، موی سر فرزند را تراشید و هم وزن آن طلا یا نقره به فقیران داد و گوسفندی به عنوان عقیقه ذبح کرد.(13)
است و امام میدانست که او بر دشمنان حق عبوس و در جنگها غیور خواهد بود.(14)
دوران زندگی
زندگی عباس علیهالسلام را میتوان به دو مرحلهی کودکی و جوانی تقسیم کرد. دورهی کودکی که عموما به تربیت و بروز گوشههایی از شخصیت وی گذشت و دوران جوانی تا شهادت که به سه بخش تقسیم میشود: 1 ـ با پدر (14 سال) 2 ـ در زمان امامت برادرش امام حسن علیهالسلام (10 سال) 3 ـ در دوران امامت امام حسین علیهالسلام (10 سال).
دوران کودکی
1 ـ بوسه بر بازوی عباس
علاوه بر وجود پر برکت مادری با فضیلت و پدری معصوم، عامل دیگر در رشد الهی عباس، وجود ستارگان فاطمی (حسن، حسین و زینب) در خانهی علی علیهالسلام بود. بیگمان عباس در سایهی فضایل آنان به مراتبی والا دست یافت و عظمت آنان را با تمام وجود باور کرد. البته در این اسوهپذیری اقدامات مادرش امالبنین بیتأثیر نبود، چرا که وی با مقدم داشتن حسن، حسین و زینب علیهمالسلام بر فرزندان خود، در تمام موارد، آنان را به مقام والای خاندان علی و زهرا علیهماالسلام آگاه میساخت. تلاشی که در نهایت، فرزندانی ولایتپذیر به بار آورد. علی علیهالسلام نیز حال فرزندش را رعایت میکرد و عنایتی ویژه به او داشت. امام پسر را غرق بوسه میکرد و عواطف خود را بیدریغ نثارش مینمود. نقل است که روزی عباس را در دامان خود نشاند. همه دیدند که عباس آستینهایش را بالا زده است و امام در حالی که به شدت میگرید و مروارید اشک از صدف چشمانش جاری است، بر بازوهای کوچک عباسش بوسه میزند. مادر، حیرت زده قدمی پیش گذاشت و پرسید: مولای من! برای چه گریه میکنید؟ علی علیهالسلام با آهنگی حزین جواب داد: به این دو دست مینگرم و آنچه را که بر سرشان خواهد آمد، به یاد میآورم. ام البنین پرسید: مگر چه خواهد شد؟
امام علیهالسلام فرمود: آنها را از ساعد قطع خواهند کرد... .
ام البنین که قلبش از این خبر به شدت میتپید، پرسید: چرا! چرا قطع خواهد شد؟
امام فرمود: دستهای عباس به خاطر یاری اسلام و دفاع از برادرش حسین علیهالسلام قطع خواهد شد.(15)
شکر کرد.
علی علیهالسلام ادامه داده و فرمودند: ام البنین! فرزندت عباس نزد خدای تبارک و تعالی منزلتی عظیم دارد و خداوند در عوضِ دو دست، دو بال به او خواهد داد که با آنها با ملائکه در بهشت پرواز کند. همان طور که جعفر بن ابیطالب را دو بال داد. امالبنین با شنیدن این خبر بیاندازه خوشحال شد.(16)
2 ـ بصیرت عباس علیهالسلام
عباس علیهالسلام از سرچشمهی جوشان علوم پدرش علی علیهالسلام بهرهها برده بود.
محدث نوری رحمهالله مینویسد: روزی امیرالمؤمنین، حضرت عباس علیهالسلام و زینب علیهاالسلام را که کودک بودند، در دامن خود نشاند. در آن روزها عباس تازه زبان گشوده بود و جملاتی کوتاه را میتوانست بر زبان براند. علی علیهالسلام به او فرمود: عباس! بگو واحد (یک) کودک شیرین زبان علی به تقلید از پدر گفت: واحد. آن گاه علی علیهالسلام از او خواست بگوید: دو. ولی عباس ساکت شد و چیزی نگفت. وقتی علت را پرسید، فرمود: پدر! شرم دارم با زبانی که خدا را به یگانگی خواندهام، دو بگویم. امیرمؤمنان پیشانی عباس را بوسید و از این رویداد بیاندازه شادمان گشت.(17)
دوران جوانی
دورهی چهارده سال و چهل و هفت روز حضور در محضر پدر، دورانی گرانسنگ برای عباس بود تا با شجاعت علوی آشنا شود. وی در برخی جنگها حاضر میشد تا آداب جنگ را بیاموزد و از رشادتها و مدیریت پدر درس گیرد. سماوی مینویسد: «عاش العباس مع ابیه اربع عشرة سنة. حضر بعض الحروب فلم یأذن له ابوه بالنزال.»(18)
همهی جنگها اختلاف نظر است و برخی بر این عقیدهاند که او در تمام جنگها حاضر بود.(19)
آفرید.
در روضة الشهدا میخوانیم: «در جنگ صفین روزی جوان نقابداری که بین سالهای 15 تا 17 بود، از لشکر علی علیهالسلام بیرون آمد و طلب مبارز کرد. هیبت و سطوت او دلیل شجاعت و دلاوری او بود. اصحاب معاویه از مبارزه با او ترسیدند. معاویه به مردی شجاع که او را «ابن شعثاء» میگفتند فرمان داد به مبارزهی این جوان برود. ابن شعثاء گفت اهل شام مرا با ده هزار سوار برابر میکردند و هفت پسر دارم، یکی را میفرستم تا او را به قتل رساند. هفت پسر یکی بعد از دیگری رفتند و کشته شدند و دست آخر ابن شعثاء خود به میدان آمد، جوان مبارز به او حمله کرد و او را نیز نقش بر زمین ساخت. دیگر از لشکر معاویه کسی جرأت نکرد به تنهایی قدم به میدان گذارد. حضرت علی علیهالسلام نقاب از صورت جوان برداشت و همه دیدند که او اباالفضل العباس فرزند علی است.»(20)(21)
ساختند.
وی همچنین دورهی حیات امام حسن علیهالسلام را نیز درک کرد و آن گاه وارد عصر امامت امام حسین علیهالسلام شد که حکایت آن در این مختصر نمیگنجد.
تشکیل خانواده
تنها همسری که ابوالفضل علیهالسلام برگزید، لبابه دختر عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب بود(22)، یعنی بانویی از خاندان و قبیلهی خود. البته زمان ازدواج مشخص نیست ولی میدانیم که دو پسر (فضل و عبیدالله) نتیجهی این ازدواج است. در برخی کتب فرزندانی دیگر هم برای عباس برشمردهاند که حسن (از ام ولد)، قاسم و یک دختر و محمد نام داشتند. (ابن شهرآشوب محمد را از شهدا دانسته است).(23)
کنیههای حضرت اباالفضل علیهالسلام
سه کنیه برای عباس علیهالسلام ذکر شده است که عبارتند از:
1 ـ ابوالفضل
از این روی که حضرت فرزندی به نام فضل داشت، به وی اباالفضل میگفتند. گرچه ممکن است از آن جهت که حضرت سرچشمهی فضائل بسیاری بود حضرت را با این کنیه میخواندند.(24)
2 ـ ابوالقاسم
به خاطر فرزند دیگرش قاسم به وی اباالقاسم میگفتند. برخی معتقدند قاسم همراه پدر در کربلا شهید شد.(25) جابر انصاری خطاب به حضرت میگوید:
السلام علیک یا اباالقاسم، السلام علیک یا عباس بن علی.(26)
3 ـ ابوالقربة
در تاریخ خمیس و مقاتل الطالبین به نقل از جرمی بن العلا از زبیر این کنیه را برای عباس علیهالسلام نقل کردهاند.(27)
او به این دلیل که از کودکی سقایی میکرد در میان بنیهاشم به ابا القربة (صاحب مشک) معروف شد.
لقبهای عباس بن علی علیهماالسلام
لقبهای هر شخص، گذرگاهی برای شناخت حقیقی او هستند، زیرا دربارهی اهلبیت علیهمالسلام این القاب براساس ویژگیهای واقعی که از آنان ظهور و بروز مییافت به آنها داده میشد. از این روی مطالعه لقبهای عباس علیهالسلام میتواند سرفصلهای مناسبی از شخصیت وی را به دست دهد. عمدهی این القاب چنین است:
قمر بنیهاشم، باب الحوائج، طیار، اطلس، شهید، عبد صالح، عبد صدیق، سقا، کبش الکتیبه، سپهسالار، قهرمان علقمه، پرچمدار، ناصر ابن رسول الله، داعی الی سبیل الله، ولی الله، ناصح، مظلوم، المطیع لله و رسوله، المواسی (فداکار)، صابر، مجاهد، محامی، دافع، المجیب، حبیب الله و ... .(28)
در این مختصر تنها به شرح چند لقب میپردازیم:
قمر بنیهاشم
حضرت عباس در میان خاندان بنیهاشم به قمر و ماه تشبیه میشد چون تلألؤ چهرهی زیبا و نورانیاش همگان رابه شگفتی وا میداشت. آری او نه تنها ماه بنیهاشم که ماه جهان اسلام بود. و از همین که به وی این لقب را دادهاند میتوان فهمید که بعد از امام معصوم، در بین بنیهاشم جوانی خوش سیما و ماه رخسار چون او نبود.(29)
طیار
این لقب برگرفته از روایاتی است که امام علی علیهالسلام در ضمن آن بشارت میدهد به این که خداوند به عباس مانند جعفر بن ابیطالب دو بال در بهشت برای پرواز میدهد که شهیدان به مقامش غبطه میخورند.(30)
سقا
از بزرگترین و بهترین القاب حضرت که بیش از دیگر القاب مورد علاقهاش بود، سقا میباشد. پس از بستن راه آب رسانی به تشنگان اهل بیت به وسیلهی نیروهای فرزند مرجانه جهت از پا در آوردن فرزندان رسول خدا، قهرمان اسلام بارها صفوف دشمن را شکافت و خود را به فرات رساند و آب به تشنگان اهل بیت رساند که سرانجام منجر به شهادتش نیز شد.(31)
ملقب شد. بیشتر مردم حضرت را به همین لقب میشناسند.(32)
کبش الکتیبه
به فرماندهی سپاه به دلیل حسن تدبر و دلاوری که از خود نشان میدهد و نیروهایش را حفظ میکند، این لقب اعطا میشود و این امر نشان از رشادت بیمانند حضرت عباس در روز عاشورا دارد.(33)
علمدار (صاحب رایة الحسین علیهالسلام )
امام حسین علیهالسلام به دلیل دیدن تواناییهای چشمگیر عباس، از میان یارانش تنها او را برای پرچمداری برگزید. در نقلهای تاریخی میخوانیم که: پرچم عباس علیهالسلام جزو اموال غارت شدهای بود که به شام بردند. وقتی چشم یزید به آن افتاد، عمیقا به آن نگریست و سه بار از جای خود برخاست و نشست. وقتی دلیل این کار را پرسیدند، گفت: این پرچم در دست چه کسی بوده است؟ گفتند: به دست عباس برادر حسین. یزید گفت: تعجبم از شجاعت اوست. تمام قسمتهای آن از پارچه و چوب بر اثر اصابت تیرها و سلاحهای دیگر که به آن رسیده، آسیب دیده است جز دستگیرهی آن، و این موضع که کاملاً سالم مانده، حکایت از آن دارد که تیرها به دست پرچمدار اصابت میکرده ولی او پرچم را رها نکرده است و تا آخرین توان خود پرچم را نگه داشته است و تنها وقتی آخرین رمق خویش را از دست داده، پرچم یا از دستش افتاده یا با دست او با هم افتاده است.(34)
ابعــاد شخصیـتی ابوالفـضل العباس علیهالسلام
عباس کمالات انسانی را در تمام ابعادش دارد و میتواند الگویی عملی برای جوانان ما باشد از این رو در این بخش به گوشههایی از شخصیت وی اشاره میکنیم. ابعادی که در ضمن احادیث، نقلهای تاریخی، زیارتهای مأثور و ... به آنها اشاره یا تأکید شده است، مانند:
ایمان
امام صادق علیهالسلام میفرمود: «کان عمُّنا العباس بن علیّ نافِذُ البَصیرَة، صلب الایمان، جاهد مع ابی عبدالله و ابلی بلاءً حسنا و مضی شهیدا»؛ عموی ما عباس بن علی، بصیرتی نافذ و ایمانی استوار داشت و همراه ابا عبدالله جهاد کرد و به نیکویی از امتحان برآمد و شهید شد.(35)
نگفت) مشاهده کرد.
عبادت
اصبغ بن نباته میگوید: مردی از بنیابان را دیدم که چهرهاش سیاه شده بود و من میدانستم که قبلاً صورتش سفید بود. از او پرسیدم: چرا چنین شدهای؟ گفت:
من جوانی را کشتم که بین دو چشمانش اثر سجود بود، شبی نخوابیدم مگر این که آمد و مرا به جهنم انداخت.
او گفت: مقتول عباس بن علی بود.(36)
در مقاتل الطالبین نیز میخوانیم: «بین عینیه اثر السجود»(37)؛ بین دو چشمانش اثر سجده بود.
ادب
عباس چنان پرورش یافت که در مدت عمرش جز یک مرتبه، برادرش حسین را به اسم صدا نکرد و حتی برادر هم خطاب نمیکرد و میگفت: سیدی و مولای.
شفاعت
در معالی السبطین میخوانیم: در روز قیامت حضرت رسول الله صلیاللهعلیهوآله به امام علی علیهالسلام میفرماید: از فاطمه بپرس برای شفاعت امت چه داری؟ علی سؤال را مطرح میکند و فاطمه علیهاالسلام میفرماید: یا امیرالمؤمنین «کفانا لاجل هذا المقام الیدان المقطوعتان من ابنی العباس»(38)؛ ای امیر مؤمنان! برای این مقام دو دست قطع شده از فرزندم عباس، ما را کفایت میکند.
ولایت پذیری
عباس در روز عاشورا ضمن تهییج برادران به نبرد، آنان را به نکتهای ظریف توجه میدهد و میگوید:
امروز روزی است که باید بهشت را بگیریم و جان خود را فدای سید وامام خود نماییم ... ای برادران من! امروز در جان نثاری تقصیر نکنید و کوتاهی ننمایید و خیال نکنید که حسین برادر ماست و ما پسران یک پدر هستیم، نه چنان است. آن بزرگوار امام و سید و بزرگ و پیشوای ما بوده و حجت خداوند عالمیان در روی زمین و فرزند حضرت فاطمهی زهرا علیهاالسلام و نور دیدهی حضرت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله است.(39)
بصیرت
عباس نه تنها ولایت مدار بود که بصیرت و آگاهی دینی نیز داشت و ولایت را نیز از این دیدگاه بر جانش مقدم میکرد. ابو مخنف میگوید: ابن زیاد به پسر سعد نوشت: «در قتل حسین عجله کن مگر آن که با یزید بیعت کند.» آن گاه نامه را به دست شمر داد تا به کربلا برساند. عبدالله بن ابی محلّ بن حزام بن خالد از جای برخاست و گفت: ای امیر! علی بن ابیطالب عمهی مرا که امّ البنین است، تزویج کرد و از او چهار پسر آورد و این چهار پسر اکنون با حسین بن علی علیهماالسلام هستند، از تو میخواهم نامهای به عنوان امان برای او بنویسی. ابن زیاد قبول کرد و شمر هم که از قبیلهی ام البنین بود، به پاخاست و مطلب را تأکید کرد. ابن زیاد امان نامهای نوشت و به عبدالله بن ابی محل داد و او نیز نامه را به آزاد کردهی خود داد که به کربلا برساند. چون نامه را تسلیم قمر بنیهاشم علیهالسلام کرد، آن حضرت فرمود: به خالوی ما بگو ما را نیازی به امان نیست. امان خدا بهتر از امان فرزند سمیّه است. سید نیز در لهوف مینویسد: شمر عقب خیمهها آمد و فریاد کرد:
«أین بنو اختنا عباس و عبدالله و جعفر و عثمان»، کسی به او جواب نداد. امام حسین علیهالسلام فرمود: او را جواب دهید هر چند مرد فاسقی است. حضرت قمر بنیهاشم ابوالفضل العباس بیرون آمد و فرمود: چه میگویی؟ شمر گفت: خواهر زادگان من، شما در امان هستید، بیهوده خود را به کشتن ندهید.
عباس فرمود: لعنت خدا بر تو باد و بر امانی که برای ما آوردهای. ای دشمن خدا آیا امر میکنی ما از برادر و از سید و مولای خود حسین فرزند فاطمه دست برداریم. و داخل در اطاعت اولاد زنا و فرزندان لعینها شویم.(40)
أتامرنا ان نترک اخانا الحسین ابن فاطمه و ندخل فی طاعة اللعنا و اولاد اللعنا... .
فداکاری
السلام علی العباس بن امیرالمؤمنین، المواسی اخاه بنفسه؛ سلام بر عباس؛ فرزند امیر مؤمنان که جانش را در راه فداکاری به برادرش تقدیم کرد.(41)(42)
دست راستم را جدا کرید من همچنان از دین خود حمایت میکنم.
والله ان قطعتم یمینی
انّی احامی ابدا عن دینی
و عن امام صادق الیقین
شجاعت
گویی عباس ذخیرهی علوی برای کربلاست و علی علیهالسلام به شجاعتهای او چشم امید دوخته است.
زینب کبری علیهاالسلام میفرماید: شب عاشورا از خیمه خارج شدم تا به خیمهی برادرم حسین علیهالسلام بروم، چون او را مشغول عبادت دیدم به سوی خیمهی دیگر برادرانم رفتم. دیدم که پسر عموها و برادران و برادرزادههایم گرد هم حلقه زدهاند و عباس نیز در وسط آنان قرار دارد. مانند شیر، نیم خیز بر روی دو پا نشسته و سخن میگفت: ... فردا چه خواهید کرد؟ ... بدانید که اصحاب برادرم نسبت به ما غریبهاند و بار سنگین مرد همیشه بر دوش اهل خود اوست. فردا شما باید در شهادت پیش قدم شوید و نگذارید آنان بر شما در نبرد سبقت بگیرند.» عباس آن شب به پاسداری و نگهبانی خیام حسینی مشغول بود و تا صبح لحظهای به خواب نرفت.
دشمن از ترس برق شمشیر حضرت ابوالفضل علیهالسلام نه تنها قدرت شبیخون و حمله به آنان را نیافت بلکه به خواب نیز نرفت ... آری عباس در روز عاشورا سوار بر اسب، اطراف خیام میگشت و نگهبانی میکرد و مراقب بود تا دشمن جلو نیاید. در این هنگام زهیر بن قین یکی از یاران با وفای امام حسین علیهالسلام نزد ابوالفضل العباس آمد و گفت: در این ساعت آمدهام تا تو را به یاد سخن پدرت علی علیهالسلام بیندازم ... پدرت هنگامی که میخواست با مادرت ام البنین ازدواج کند، به برادرش عقیل فرموده بود: زن شجاعی از خاندان شجاع برایم پیدا کن، زیرا میخواهم فرزند شجاعی از او به دنیا بیاید و حامی و ایثارگری فداکار برای برادرش حسین علیهالسلام باشد... .
غیرت عباس با شنیدن این سخن به جوش آمد و چنان پا در رکاب زد که تسمهی رکاب قطع گردید و فرمود: ای زهیر آیا با این سخن میخواهی به من جرأت بدهی؟ سوگند به خدا هرگز دست از برادرم بر نداشته و در حمایت از او کوتاهی نخواهم نمود. به خدا قسم چیزی به تو نشان دهم که هرگز ندیدهای! و در پس این سخن بود که به صف دشمن حمله کرد و عدهی زیادی از جمله مارد بن صدیف ثعلبی؛ قهرمان بیبدیل دشمن را به خاک افکند.(43)
پینوشتها:
1 ـ چهرهی درخشان قمر بنیهاشم، علی ربانی خلخالی، ج 1، ص 139.
2 ـ امامه دختر ابی العاص بن ربیع بود و مادرش زینب (دختر رسول خدا) است. وی در زمان رسول خدا متولد شد و بعد از بلوغ، امام علی علیهالسلام طبق وصیت فاطمهی زهرا علیهاالسلام با او ازدواج کرد و بعد از ضربت خوردن در ماه رمضان، چون احساس کرد معاویه میخواهد با او ازدواج کند، از مغیرة بن نوفل بن حارث خواست با او ازدواج کند. تنقیح المقال فی علم الرجال، ج3، ص69.
3 ـ طبق وصیت فاطمهی زهرا علیهاالسلام ، علی علیهالسلام بعد از شهادت وی با امامه و سپس به مرور با ده زن دیگر (غیر از کنیزان) ازدواج کرد که این تعداد با کنیزان به 29 نفر میرسد. در این باره که بعد از امامه با ام البنین ازدواج کرد یا ام البنین همسر چهارمش بود، روایاتی وجود دارد. ـ زندگانی قمر بنیهاشم، عمادالدین حسینی، ص 44.
4 ـ سر سلسلة العلویه، ابی نصر بخاری، (314 ه . ق)، ص 88. در منابع دیگر با اندکی تفاوت آمده است. «انظر الی امرأة قد ولدتها الفحولة من العرب لاتزوجها فتلدلی غلاما فارسا»، قاموس الرجال، ج 1، ص 389؛ عمدة الطالب، ص 285؛ ارشاد مفید، ص 186؛ ابصار العین فی انصار الحسین، سماوی، ص 26، (ترجمة العباس).
5 ـ عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب، ص 285.
6 ـ برخی از منابع از خواب امالبنین در روز قبل از خواستگاری و کیفیت آن خبر میدهند. مولد عباس بن علی علیهالسلام ، محمد علی الناصری، ص 36 تا 38.
7 ـ ولد سنة ست و عشرین من الهجرة. ابصار العین فی انصار الحسین، ص 25. عماد الدین اصفهانی مینویسد: «بین ازدواج امالبنین و حمل او به عباس، قریب ده سال طول کشیده است. بنابر این خبر که حضرت علی علیهالسلام در سال بعد از رحلت پدر حضرت زهرا علیهاالسلام 7 یا 9 زن به حباله آورده است، اگر آخر سال 12 تا اول سال 13 این ازدواج صورت گرفته باشد و به اتفاقی که مورخین دارند امالبنین چهارمین زنی است که به خانهی علی علیهالسلام آمد، باید از سال 13 تا 23 یا 24 که تولد عباس در این سالها واقع شده ده سال فاصله باشد؛ زیرا از سال 13 هجری قمری تا 61 هجری قمری، 48 سال میشود و هیچ کسی ننوشته است که عباس بیش از 39 سال داشته است و اگر حداکثر 39 را حساب کنیم باز تولد عباس باید در سال 22 هجری واقع شده باشد ... از مجموع این اخبار چنین استفاده میشود که تولد حضرت ابالفضل علیهالسلام در بین سالهای 32 تا 36 واقع شده است.» زندگانی قمر بنیهاشم، ص 52.
8 ـ لمتخرج امالبنین الی احد قبله و لابعده... . سرسلسلة العلویه، ص 88.
9 ـ زندگانی حضرت ابوالفضل العباس علیهالسلام ، علامه باقر شریف قرشی، ترجمهی سید حسن اسلامی، ص 28.
10 ـ تنقیح المقال، ج 3، ص 70.
11 ـ تنقیح المقال، ج 3، ص 70.
12 ـ وقتی ابوالفضل العباس در کربلا به شهادت رسید، امام حسین علیهالسلام بالای سرش آمد و فرمود! اللهم اشهد علی هؤلاء القوم فقد برز الیهم غلام اشبه الناس خلقا و خُلقا و منطقا برسولک محمد صلیاللهعلیهوآله ، کنا اذا اشتقنا الی وجه رسولک نظرنا الی وجهه ... مقتل خوارزمی، ج 2، ص 30.
13 ـ زندگانی حضرت ابوالفضل العباس، ص 30.
14 ـ خصائص العباسیه، ص 118.
15 ـ همان، ص 119.
16 ـ سردار کربلا، ص 164؛ چهرهی درخشان قمر بنیهاشم، ج 1، ص 141.
17 ـ فرسان الهیجاء، ج 1، ص 190؛ مستدرک الوسایل، ج 3، ص 815.
18 ـ سرسلسلة العلویه، ص 26.
19 ـ محمد علی الناصری معتقد است وی در تمام جنگها در حرب و محراب و غربت و وطن در کنار علی علیهالسلام حضور داشت. مولد العباس، ص 63.
20 ـ زندگانی قمر بنی هاشم، ص 143.
21 ـ سوگنامهی آل محمد، نقل از معالی السبطین، ج 1، ص 454؛ چهرهی درخشان قمر بنیهاشم، ج 1، ص 215.
22 ـ سر سلسلة العلویه، ص 89.
23 ـ چهرهی درخشان قمر بنی هاشم، ج 2، ص 122. (تفصیل زندگی را در آنجا بخوانید).
24 ـ مقاتل الطالبین، ص 81؛ عمدة الطالب، ص 285.
25 ـ زندگانی حضرت ابوالفضل العباس، ص 32.
26 ـ بحارالانوار، ج 101، ص 330؛ العباس، ص 80؛ فرسان الهیجاء، ج 1، ص 185.
27 ـ تاریخ خمیس، ج 2، ص 284؛ مقاتل الطالبین، ص 83.
28 ـ چهرهی درخشان قمر بنیهاشم، ج 1، ص 142 تا 149 و 284 تا 292؛ کامل الزیارات، ص 258؛ مفاتیح الجنان؛ مقاتل الطالبین، ص 84؛ عمدة الطالب، ص 285؛ تاریخ خمیس، ج 2، ص 284؛ ابصار العین فی انصار الحسین، ص 26 و 30.
29 ـ خصائص العباسیه، ص 131؛ مقاتل الطالبین، ص 85. (و کان یقال له قمر بنی هاشم).
30 ـ بطل العلقمی، ج 2، ص 108 ـ 109؛ ذخیرة الدارین، ص 133، نقل از عمدة الطالب.
31 ـ زندگانی ابوالفضل العباس، شریف قرشی، ص 33.
32 ـ انساب الاشراف، ج 1، ق 1، زندگانی ابوالفضل العباس، شریف قرشی، ص 178.
33 ـ زندگانی ابوالفضل العباس، ص 34.
34 ـ داستان دوستان، ج 2، ص 234، داستان 164. نقل از دین و تمدن، محمدعلی حومانی لبنان؛ چهرهی درخشان قمر بنیهاشم، ج 1، ص190.
«العباس الاکبر و یدعی السقا و یکنی ... و کان صاحب رایة الحسین یوم کربلا.» تاریخ خمیس، ج 2، ص 284.
35 ـ تنقیح المقال، ج 2، ص 128.
36 ـ العباس، مقرم، ص 76.
37 ـ مقاتل الطالبین، ص 33.
38 ـ سوگنامهی آل محمد، نقل از معالی السبطین، ج1، ص 452؛ مولد العباس، ص 88.
39 ـ محن الابرار، ترجمهی عاشر بحار، ص 279، نقل از چهرهی درخشان قمر بنیهاشم، ج 1، ص 192.
40 ـ ارشاد مفید، ص 230؛ انساب الاشراف، ج1، ق 1؛ ابصار العین فی انصار الحسین، ص 27؛ مقتل الحسین خوارزمی، ج 1، ص 236 و به نوعی دیگر در عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب ج1، ص 286.
41 ـ بحار الانوار، ج 45، ص 66.
42 ـ مفاتیح الجنان.
43 ـ شخصیت فرماندار بزرگ اسلام، حضرت ابیالفضل العباس، سید حسن صدر، ص 104 و 38؛ چهرهی درخشان قمر بنیهاشم، ج 1، ص 208 و 207.
1
©تمامي حقوق محفوظ و متعلق به مرکز تحقيقات کامپيوتري علوم اسلامي است
function DoCmd(CmdId)
{
Form1.Cmd.value=CmdId;
document.Form1.submit();
}
function treBooksClick()
{
Ctrl = document.getElementById("treBooks");
if( Ctrl.clickedNodeIndex != null )
{
if( document.getElementById("htclickedNodeIndex").value != Ctrl.clickedNodeIndex )
{
document.getElementById("htclickedNodeIndex").value = Ctrl.clickedNodeIndex;
}
}
}
★ ماه بني هاشم عباس (ع) ★
پیوند های مفید
تبیان زنجان ؛ بخش مقالات ویژه محرم
بايگانی وبلاگ
-
▼
2008
(33)
-
▼
دسامبر
(33)
- علمدار کربلا
- با زائر کربلا
- سفرنامه کربلا
- گزارشی از عتبات عالیات (5) - در حریم احرار اسوه آز...
- (بخش چهارم) گزارش از عتبات عالیات
- كربلا مهمترين زيارتگاه شيعى1
- اى خوشترين بهانه ماندن!
- خیمه خاموش
- حضرت اباالفضل (ع) در کربلا
- پرچمدار امام حسين عليهالسلام
- نقشآفرینی حضرت عباس(علیهالسلام) در حماسه عاشورا
- ما را به میزبانی صیاد، الفتی است...
- حکایتهای کوتاه
- گریه امام زمان(ع) در مصیبت حضرت ابوالفضل(ع)
- سلسله مراتب شهدا
- عباس فرزند فاطمه
- کرامت کربلایی
- صفاي چشمه مهتاب
- طلوع ماه هاشمی ولادت حضرت عباس علیهالسلام
- قهرمان علقمه(ولادت حضرت عباس علیهالسلام)
- عباس علیه السلام الگویی برای نسل امروز
- آینه آسمانی
- شهادت حضرت عباس علیهالسلام
- ای ماه بنیهاشم
- نگاهی به شخصیت و عملکرد حضرت عباس (علیهالسلام)
- نگاهی به شخصیت و عملکرد حضرت عباس علیه السلام پیش ...
- آیه وفا(میلاد حضرت عباس علیهالسلام)
- فدایی ولایت
- عموی مهربان علی اصغر (ولادت حضرت عباس علیهالسلام )
- ماه هاشمی / تولد حضرت عباس علیهالسلام
- کودکی و نوجوانی ابوالفضل (ع)
- جستاری درباره کنیهها و لقبهای حضرت عباس(ع)
- سپهسالار عشق
-
▼
دسامبر
(33)
0 نظرات:
ارسال یک نظر