آینه آسمانی
Published ۱۳۸۷ آذر ۲۱, پنجشنبه by نویسنده in فضائل و مناقب حضرت اباالفضل العباس(ع)پدیدآورنده:احمد لقمانی،
،
نگاهی تربیتآموز به زندگانی سپهسالار عشق؛
حضرت ابوالفضل علیهالسلام،
در استقبال از چهارم شعبان
احمد لقمانی
سخن نخست
زندگانی اسوههای آسمانی بهسان دایرةالمعارفی گرانبهاست که انسانهای بسیاری از پرتو تابناک آن، ره به روشنایی مییابند و جلوههایی جاودان از ارزشهای عرشی نصیب خود میسازند. صحیفههای حیات اینان را که ورق میزنیم، فهرستی از فضایل مییابیم که گاه پیش از خلقت نمایان بوده،(1) زمانی پس از آفرینش(2) و سرانجام پس از زندگانی زودگذر؛ عرصههایی از ارزشهای والا و بالا در عالم قدس تجلی(3) مییابد. بیگمان چنین صفات سبز و روشنیبخشی برای تمامی انسانها با هر عقیدهای و در هر سن و سالی ثمرآفرین خواهد بود و دامن وجودشان را با شعاع شور و عشق، نورانی خواهد کرد.
آنچه در این میان نگاهی نو میطلبد، الگودهی آنان برای ماست. این سخن نه بدان معناست که یکایک آینههای آسمانی را زمینی کنیم و همسان با دیگر انسانها بنگریم بلکه بیانگر این حقیقت است که اگر اسوههای زندگانی خود را به اوج عرش برین برده و آنقدر از عظمت آسمانی آنان سخن بگوییم که نقش الگودهی آنها برای ما زمینیان فراموش شود، خساراتی بس بزرگ نصیب همگان میشود. زیرا در این صورت تنها اسطورههای دست نایافتنی میشوند که ما باید به یافتههای عقلی خود در باره آنها بسنده کنیم و هیچگاه در متن زندگی حضورشان را نیابیم. بدون شک، چنین باوری بیانگر تنزل مقام و خدشهسازی به شخصیت آنان نیست و تنها نقش آموزههای تربیتی اخلاقی آنان را در «اَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ» دنبال میکند تا در تمامی عصرها و نسلها نمونههایی از انسانهای کامل برابر دیدگان ما وجود داشته باشند و نه تنها خود بلکه سایر پیروان ادیان گوناگون با آشنایی با آنها، به سوی صراط مستقیم خداوندی رهنمون شوند.
... اینک که شعبههای رحمت خداوندی از ماه شعبان نمایان شده است و سالروز میلاد مولودهایی مبارک فرا میرسد، با هم نگاهی تربیتآموز در آینه آسمانی شخصیت حضرت ابوالفضل(ع) میافکنیم و بنیان باورهای خود را نسبت به ابعاد شخصیتی آن اسوه کمنظیر بارور میسازیم.
* ارکان شخصیتی ابوالفضل(ع)
سیمای سپید و به نور نشسته نظام تربیتی اسلام دارای دو جلوه دلآراست؛ نخست چهره الهی و قدسی آن است که رو به سوی آسمان دارد و از تابش وحی، آفتاب هدایت یافته است و دیگر جلوه هدایتی آن است که دست در دست معصومان علیهمالسلام نهاده است. بُعد الهی همساز با فطرت آدمی است و تکامل انسانها، جاودانگی حیات و سرانجام سعادت ابدی را به ارمغان میآورد؛ با نام رب آغاز میشود و با یاد او پایان میپذیرد؛ «اقرأ باسم ربک الذی خلق»(4) و چهره هدایتی این نظام تربیتی، بیانگر هدایتآفرینی خداوند است؛ «نهدی به من نشاء من عبادنا»(5) که گاه در نوع تکوینی نمایان میشود و زمانی در چهره تشریعی رخ نشان میدهد.(6) آنچه در این عرصه بر آغوش اندیشه آدمی مینشیند آن است که هیچ ارزش والا و مقام برتری نصیب کسی نمیشود مگر با اراده، تلاش و اخلاص. ارمغان فطرت بهسان گوهر شبچراغی در وجود آدمی قرار دارد و تعالیم رسولان الهی نیز به گوش میرسد و دو راه برابر نگاه انسان قرار دارد؛ «انا هدیناه السبیل اِمّا شاکرا و اما کفورا».(7) از آن سو هیچ نعمتی بدون پدید آوردن زمینههای آن حاصل نمیشود و خداوند مهربان بر اساس تلاشها و لیاقتها، فرصت دستیابی به قلههای قدس و رهایی را فراهم میسازد؛ «لیس للانسان الا ما سعی». به دیگر سخن با شروع تکلیف، برنامههای مدرسه آفرینش آغاز میشود، زنگ اول در این مدرسه، «درس دینی» است و آخرین زنگ، «زنگ حساب» است. آنان که شیفته «مقام آدمیّت»
هستند باید محیط حیات را «محفل خوشگذرانی» و «جشن همیشه شادی و شهوت» ندانند بلکه عرصه بندگی بشمرند که خود و دیگران را به رهسپار بلندای بزرگی و فرزانگی مینمایند.
ارکان پرورش روحی و تربیت اخلاقی در سه مرحله تجلّی میکند:
1ـ پدر و مادر و ویژگیهای اخلاقی تربیتی آنان
2ـ پرورش و تربیت در دوران کودکی
3ـ دوران نوجوانی و جوانی؛ تأثیر دوستان و اجتماع(9)
با توجه به آن مقدمه و این ارکان، صحیفهای از دایرةالمعارف زندگانی سپهسالار عشق، حضرت ابوالفضل(ع) را میگشاییم و از چگونگی رشد، پرورش و تکامل شخصیت وی آگاه میشویم:
عباس و اصالت خانوادگی
صفات پدر و مادر و ویژگیهای اخلاقی نیاکان، تأثیری گرانبها در شخصیت افراد دارد به گونهای که در سپردن کارهای بزرگ و مسؤولیتهای اداره جامعه، توجه به این برجستگی ذاتی و شرافت خانوادگی از معیارهای ارزشمند قلمداد شده است. امیر مؤمنان علی(ع) در نامهای به مالکاشتر، توجه مالک را به این نکته جلب کرده و میفرماید:
«از عُمّال خود کسانی را برگزین که دارای تجربه و حیاء و از بیوتات صالحه و پیشقدم در اسلام باشند».(10)
به دنبال اشاره به اصالت خانوادگی با عبارت «بیوتات صالحه» آثار این گزینش را اینگونه بیان میکنند:
«زیرا اینان اخلاقشان کریمتر، ناموسشان سالمتر، طمعشان کمتر و عاقبتاندیشیشان برتر است».(11)
این ویژگی که در عبارات مردم به «اصل و نَسَب» شهرت دارد، تأثیری بسزا در حالات، روحیات و رفتار انسانها داشته و گاه ضعف این نکات، افرادی را از اوج عزّت به حضیض ذلت فرود آورده است. از اینرو، رسول اکرم(ص) در جملهای کوتاه به این حقیقت والا اشاره کرده، فرموده است:
«از علفهای زیبایی که در جاهای متعفن روییده میشود بپرهیزید ... اینان دختران زیبارویی هستند که در خانوادهای بد، تربیت شدهاند».(12)
صفات والای پدر
حضرت ابوالفضل(ع) انسانی والاگوهر است که از نَسَبی ارزشمند و برجسته برخوردار بوده است. از سوی پدر، علوی و هاشمی است و عظمت و شرافتی در اوج باور دارد. پدری که رسول اسلام(ص) او را از کودکی در دامان تربیت خود پرورش داد و از بارش صفات ارزشمند اخلاقی، وی را بهرهمند ساخت.(13) او را همسان خود در خلقت نامید؛ «اَنَا وَ عَلی اَبَواهدةِ الاُمّة»(14) و نور و روح را مایه پدیدآمدن وجود خود و علی(ع) معرفی کرد(15) و چون رسول خدا به معراج رفت، خداوند با او به زبان علی(ع) سخن گفت و به این حقیقت روشنیافروز اشاره نمود که:
«[ای رسول ما] تو را از نور خودم و علی را از نور تو آفریدم و بر دلت آگاهی یافتم و در دل تو هیچ کسی را محبوبتر از علی نیافتم. از اینرو تو را با زبان علی خطاب کردم، تا دلت آرام گیرد.»(16)
پرتو این پدر در عالم آفرینش به گونهای است که بیگانگان با ولایت حضرت، زبان به مدح و ستایش او گشودهاند؛ امام شافعی، عظمت علی(ع) را در چندین بیت شعر، بدینگونه بیان میکند:
«گفتند: رافضی شدهای. گفتم: هرگز! رافضی نه دین من است و نه اعتقاد من است. ولی بدون هیچ شکی، بهترین امام و بهترین هدایت کننده را دوست داشتم. اگر دوستی ولی(خدا) رافضیگری است، من رافضیترین همه بندگانم».(17)
از آنجا که حوصله نوشتار ما بسیار کم است و ارزشهای معنوی و صفات والای علی(ع) نیاز به اقیانوسی از مرکب و دشتی بیانتها از قلم دارد و با این حال فضایل آن امام والامقام افزونتر خواهد بود، دامن سخن را برمیچینیم و با چنین اظهار عجزی، در باره اصالت خانوادگی امالبنین سخن میگوییم:
ارزشهای اخلاقی مادر
تأثیر کیمیاگون صفات و روحیات مادر در تربیت فرزند، علی(ع) را بر آن داشت، برادر خود عقیل را طلبیده و از وی بخواهد تا از بلندای «علم انساب»(18) نگاهی به قبایل مختلف بیفکند؛ خانوادهای اصیل و دودمانی شجاع انتخاب کند تا از بانویی منسوب به آنان، فرزندانی دلاور، شیردل و قویپنجه در پیکار با دشمنان اسلام به وجود آید. پس از مدتی تحقیق، عقیل، «فاطمه کلابیه» یا «امالبنین» را برگزید.(19) بانویی که شمامه یا «لیلی» افتخار مادریاش را داشت و «حزام بنخالد» پدر او بود. در دیباچه اجداد و نیاکان وی، دلیرمردی، حماسهآفرینی و ستمسوزی بسیاری دیده میشد به طوری که سلاطین زمان در برابر اینان سر تسلیم فرود میآوردند.(20)
ابوبراد علم بنخالد، شخصیتی بود که شجاعترین فرد عرب محسوب میشد و جد مادری فاطمه کلابیه بود، با پنجاه رزمآور مقابله میکرد و لقب «بازیکننده با نیزهها» را به خود اختصاص داده بود. از اینرو عقیل رو به امیرالمؤمنین(ع) کرد و گفت:
«شجاعترین و زیرکترین مردمان عرب این قبیله هستند.»(21)
افزون بر صفات نیاکان و پدر و مادر، امالبنین خود از بانوان فرزانه و ارجمندی بود که به اهلبیت علیهمالسلام، معرفتی والا داشت و از اخلاص و صفا در ولایت بهرهمند بود. شناخت عمیق او از ژرفای وجود و شیفتگی فراوان وی به فرزندان فاطمه علیهاالسلام، او را بانویی محبوب و مورد احترام نزد فرزندان آن حضرت ساخته بود به گونهای که زینب کبرا علیهاالسلام در ایام عید به دیدار وی میشتافت. چون به خانه شوی خود، علی(ع) پا نهاد، همانند مادری دلسوز و پرستاری مهربان از امام حسن(ع) و امام حسین(ع) که بیمار بودند، مواظبت و پذیرایی کرد و با عطوفتی خاص در تأمین سلامتی آن دو کوشید.(22) هماره بر این باور بود که مانند خدمتگزاری افتخارپیشه در خدمت امام علی(ع) و فرزندان ارجمند وی قرار دارد و بر این توفیق، خداوند را سپاس میگفت.
پرورش عباس در دوران کودکی
زمین مدینه با نیمنگاه خورشید، روشنایی میگرفت و تابش طلایی آفتاب، جمعه، چهارمین روز شعبان سال 26 هجری را نوری دیگر میبخشید.(23) شیفتگان مولای متقیان، علی(ع) هرولهکنان به سوی خانه حضرت روانه بودند تا طلوع «ماه هاشمی» را در دامان امالبنین به امام تبریک گویند. نگاه اطرافیان به قنداقه طفل بود که در آغوش پدر جای گرفت و علی(ع) در نخستین کلام خود، بذر بندگی در سرزمین قلب پاره تن خود افشاند تا سالیان بعد، شاخسار ایمان و عشق به توحید و نبوت گردیده و در سایهسار ولایت، سروی سبز گردد.
اذان در گوش راست و اقامه بر دیگر گوش طفل خوانده شد و امام با واژهای مهرآفرین و روحافزا نام فرزند خود را بیان فرمود:
«عباس»؛ یعنی شیر بیشه شجاعت و قهرمان میدان نبرد؛(24) دلاوری از شجاعان اسلام و قهرمانی که در برابر باطل و ستم، عبوس و خشمگین است و در مقابل نیکی، شادان و متبسّم.(25)
پس از آن الماس بوسه علی(ع) بلور پیکر عباس را صدای محبت بخشید(26) و دستان کوچک کودک، با حریر عشق و عاطفه پدر آشنا شد.(27)
هفتمین روز میلاد طفل فرا رسیده بود که علی(ع) فرزند خود را طلبید و لبان خویش را با یاد خدا مترنم ساخت. بنا به سنّت پسندیده اسلام، موهای زیبای سر کودک را تراشید و هموزن آنها، طلا (و یا نقره) به مستمندان داد. سپس گوسفندی به عنوان عقیقه ذبح کرد(28) تا به برکت آن صدقات و این قربانی، پیکر پاک عباس عزیز، پابرجا و سالم مانده، ایام زندگانی او، طوبای برکاتی جاودان باشد.
آری توجه به آداب اسلامی و باور آثار ارزشهای دینی در وجود طفل، نهال حیات فرزند را با نسیم سبز معارف ناب توحیدی آشنا میسازد و او را در پرتو آفتاب این حقایق، رشدی معنوی و تکاملی ارزشمند عطا میکند. اذان، اقامه، نامگذاری صحیح، عقیقه و تمامی این آداب، نمودهای آن باور پاک و آسمانی است. آدابی که زمینهساز پذیرش سخن حق و گفتار الهی در دوران کودکی خواهد شد و بینشی بیکران از آغاز زندگانی به افراد خواهد بخشید. از اینرو، روزهای طفولیت عباس در حالی آغاز شد که پدر گرانقدر او چون آینه معرفت، ایمان، دانایی و کمال در مقابل او قرار داشت و گفتار الهی و رفتار آسمانی علی(ع) تأثیری عمیق بر وی مینهاد.
عباس در کودکی خود را زورقنشین دریای بیکرانه معرفت میدید و همانند ماه تابان از خورشید وجود پدر نور میگرفت. با فراستی چشمگیر و دقتی فراوان، خوشهچین خرمن حقایق ولایت بود به گونهای که علی(ع) پرورش و تکامل فرزندش را چنین توصیف میکند:
«اِنَّ وَلَدی العَبّاسَ زُقَّ العلمَ زَقّا»؛(29)
همانا فرزندم عباس در کودکی علم آموخت و به سان نوزاد کبوتر که از مادرش آب و غذا میگیرد از من معارف فرا گرفت.
پرتوی از این تربیت روحی و پرورش اخلاقی در این گفتگوی علی(ع) و عباس(ع) نمایان میشود:
در آغازین روزهایی که الفاظ بر زبان فرزند امام(ع) جاری میشد، حضرت رو به عباس کرد و فرمود:
بگو: یک.
عباس گفت: یک.
حضرت ادامه داد: بگو دو.
و او خودداری کرد و گفت: شرم میکنم با زبانی که خدا را به یگانگی خواندهام دو بگویم.(30)
دوران نوجوانی و جوانی؛
تأثیر دوستان و اجتماع
ایام نوجوانی، دورانی است بین کودکی و جوانی که انسان دچار بحران روحی است و خود را بین دو خواسته مییابد، برخی از او انتظار کارهایی عاقلانه و بزرگسالانه دارند و بعضی هنوز او را به کارهای کودکی دعوت میکنند. این دوران حالت نقشپذیری روح و روان آدمی بیشتر از همیشه است. گاه با محبتی اندک، جذب شده و مسیر آینده زندگانی خود را تعیین میکند و زمانی با آموزهای ژرف و ارزشمند، آینههایی تابناک از معرفت و حقیقت برابر دیدگان خود مییابد و با تمسک به آنها
راهی طولانی از ناهمواریها را در مدتی کوتاه با سرفرازی و نیکبختی به پایان میبرد. در این فراز و نشیب حساس عمر، نقش پدر و مادر و تأثیر دوستان و همسخنان بسیار بوده و جامعهای که آدمی در آن زیست میکند نیز اثری کیمیابخش در صحن وجود ایفا میکند.
عباس، علیهالسلام، چون به سن نوجوانی رسید، خود را با آغوش پرمهر پدر و دامان صفا و معنویت مادر روبهرو دید. محبت پدری، علی(ع) را بر آن میداشت که گاه پاره پیکر خود را ببوسد(31)، زمانی ببوید و ساعاتی نیز با آداب و اخلاق اسلامی آشنا سازد. از اینرو لحظهای نوجوان خود، عباس را از خود دور نساخت و هماره در نقشآفرینی وسعت ارزشمند وجود او، تلاش میکرد. همیشه در غربت و وطن(32)، حرب و محراب و دور و نزدیک او را در کنار خود نگاه میداشت.
عباس(ع) که مدت 14 سال و چهل و هفت روز با پدر زیست، خود را فرزند مطیع و مؤدب در برابر پدر ساخته بود. در ایام دشوار خلافت، لحظهای از پدر جدا نشد و آنگاه که در سال 37 هجری قمری جنگ صفین پیش آمد، با آنکه دوازده سال بیشتر نداشت، حماسهای جاوید آفرید که مطالعه آن برای تمامی نوجوانان، مربیان و پدران و مادران، تأثیری روحافزا خواهد داشت.(33)
به هر روی، فصل آغازین حیات عباس علیهالسلام تنها 14 سال به طول انجامید. در این دوران، شاخسار وجود ابوالفضل علیهالسلام از بارش برکات پدر پرثمر گردید و هر روز آن را، برکتآفرین و نعمتبخش ساخت. فراگیری علوم و معارف و کسب آداب و فضایل در کنار فنون رزمی در صحنههای مختلف و حوادث گوناگون، شخصیتی باشکوه برای فرزند امالبنین به یادگار گذارد.
این فصل با غروب عمر علی علیهالسلام در محراب خونین مسجد کوفه پایان یافت و دوران جوانی عباس(ع) با همراهی برادر خود امام حسن علیهالسلام و همرازی دیگر برادر خویش، امام حسین علیهالسلام شروع گردید. صبح صادق امامت امام حسن علیهالسلام در حالی شروع شد که پشتیبانی، همراهی و همدلی با آن حضرت، نیازمند بینشی ژرف بود و به نوری افزون از عمق باورهای الهی، نیاز بود تا در ظلمت غبار تردید و دودلی حمایتی راستین از امام انجام پذیرد.
فتنههای غروبافروز همه جا را فرا گرفته بود. از یک سو دشمنان دانا در بیرون مرزها در کمین بودند و از سوی دیگر دوستان نادان در درون، سنگر گرفته بودند. برخی مردم ریحانه رسولاللّه(ص) را آماج انتقادها و ناسزاهای خویش قرار میدادند، و پارهای با جاذبه زر و زور و تزویر، همساز حکومت میشدند و عدهای دیگر با قبول شایعات مختلف، ایمان خود را بر توفان حوادث نابود میکردند.(34) عباس علیهالسلام که از پدر، معارف ناب و از مادر، بینش بسیار آموخته بود، ابتدا حق و باطل را شناخت، سپس با دلیری، شجاعت و ایمان بنیادین خود به یاری ولایت و امامت پرداخت. ضعف ایمان سپاهیان، خستگی فراوان سربازان و تبلیغات و شایعهسازی دشمنان را، ابزاری کارآمد برای دشمن میدانست و حمایت و یاری از امام زمان خود را وظیفه برتر و ضروری میشمرد. از اینرو در طول نه سال و چهار ماه و هفده روز با تمام توان در رکاب یاوری امام حسن علیهالسلام آماده فداکاری بود.(35)
در این دوران که لبریز از فراز و فرود حوادث بود، عباس «بابالحوائج» شیعیان بود و مستمندان را از الطاف و عنایات برادر خویش بهرهمند میساخت و از دیگر سو، گوش به فرمان برادر خود، لحظهای نظر خود را بر سخن امام مقدم نداشت.(36)
سومین فصل از کتاب حیات ابوالفضل علیهالسلام با طلوع خورشید امامت حسینی آغاز شد. و این در حالی بود که بیست و چهار بهار از حیات عباس میگذشت.
تأثیر اکسیرگونه سخن پدر و عبارات عشقآفرین مادر، صحیفههایی از شور و دلدادگی از دوران زندگانی عباس در این عرصه از خود به جای گذاشت. او هماره در خدمت امام حسین(ع) بود و گاهِ سکوت حضرت در برابر معاویه، سکوت مینمود و هنگام نیاز به افشاگری، از امام و حجت خدا، تبعیت میکرد.(37)
امام که عباس را یاوری شجاع و قهرمانی شایسته میدید، در صحنههای گوناگون به عنوان همراه ویژه و مشاور مُخلص از وجود وی استفاده میکرد که از آن جمله در دعوت حاکم مدینه از حضرت بود.(38)
... و بدین سان دوران جوانی حضرت ابوالفضل علیهالسلام با گسترهای از اخلاص، اطاعت و حمایت از ولایت سپری شد و چندین نشان افتخار و سربلندی در عبارات مختلف امام حسین علیهالسلام در صحنههای حماسی کربلا به چشم میخورد که از آن میان میتوان به این عبارات اشاره کرد:
عصر عاشورا که سپاه سیهسیرت دشمن با حملهای ددمنشانه قصد یکسره کردن کار امام را داشت، حضرت رو به سوی ابوالفضل علیهالسلام کرده، فرمود:
ارکب بنفسی انت یا اخی، حتّی تسألهم عمّا جاءهم.(39)
برادر، جانم به فدایت! سوار بر اسب شو، نزد آنان برو و بپرس که چرا بدین جا آمدهاند.
و چون عباس به سوی شریعه رفت تا به امر امام مقداری آب برای تشنگان حرم حسینی تهیه کند و ناکام ماند و با تیغ دژخیمان اموی به شهادت رسید، امام حسین(ع) جملهای جانسوز در وصف ابوالفضل علیهالسلام بیان فرمود که برای هیچ یک از سپاهیان خود نفرمود:
الآن اِنْکَسَر ظَهَری و قَلَّتْ حیلتی و شَمَتَ بی عدوّی(40)
هماکنون کمرم شکست، چارهام رو به کاستی رفت و دشمن زبان به سرزنشم گشود.
* * *
امید آنکه به زودی تمامی شیفتگان بارگاه ربوبی آن حضرت خود را در صحن و سرای حضرت ابوالفضل علیهالسلام دیده و از طوبای برکات مرقد وی، ریزش اجابت آرزوهای دیرین خود را، به دست آورند. ان شاءاللّه.
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
1ـ نک: زیارت حضرت زهرا علیهاالسلام، یا ممتحنةُ امتحنک اللّه الذی خلقک قبل اَنْ یخلقک ... (ای آزموده ـ الهی ـ! خداوند متعال تو را پیش از آنکه آفریده شوی امتحان کرد ...)
2ـ رک: کامل الزیارات، ابنقولویه.
3ـ نک: بحارالانوار، علامه مجلسی، ج44 و 26.
4ـ اقرأ، آیه 1.
5ـ شوری، آیه 53.
6ـ هدایت تکوینی آن است که زمینهها، و پدیده هدایت به دست خداوند فراهم میشود (ربنا الذی اعطی کل شی خلقه ثم هدی)؛ اما در هدایت تشریعی ابزار و زمینه فراهم است
و انسانهای کمالجو و هدایتطلب، با پای همت و تلاش باید خود به دنبال زلال هدایت بشتابند تا بیابند و این با استمداد از پیامبر درونی (عقل) و پیامبران بیرونی (رسولان الهی) میسر خواهد بود.
7ـ انسان، آیه 3.
8ـ نجم، آیه 53.
9ـ نک: تعلیم و تربیت اسلامی، دکتر علی شریعتمداری.
10ـ رک: نهجالبلاغه، نامه شماره 53.
11ـ قهرمان علقمه، دکتر احمد بهشتی، ص27.
12ـ نک: تربیت کودک، دکتر علی قائمی.
13ـ فرازهایی از تاریخ اسلام، استاد جعفر سبحانی.
14ـ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج35، ص15 به بعد.
15ـ بهجة قلب المصطفی، احمد رحمانی همدانی، ص26.
16ـ رک: ینابیع الموده، ج1، ص81.
17ـ رک: همان، ج2، ص100 و 101 از قهرمان علقمه، ص30.
18ـ علم انساب، علمی است که با آن آبا و اجداد افراد شناخته شده و اصالت خانوادگی و صفات روحی اخلاقی آنان فهمیده میشود.
19ـ در باره این سخن که ازدواج علی علیهاالسلام با امالبنین پس از وفات فاطمه زهرا علیهالسلام بوده دو قول است (رک: سپهسالار عشق، ص20).
20ـ العباس، ص69؛ به تنقیح المقال، ج2، ص128.
21ـ معارف ابنقتیبه، ص92؛ العباس، ص69.
22ـ سردار کربلا، ص158، مولد العباس بنعلی(ع)، ص25 ـ 27؛ العباس، ص73.
23ـ ثمرات الاعواد، ج10، ص105؛ سردار کربلا، ص192.
24ـ زندگانی قمر بنیهاشم، ص53 ـ 54؛ العباس بنعلی، ص24.
25ـ همان، ص25.
26ـ همان، ص24.
27ـ سپهسالار عشق، احمد لقمانی، ص19.
28ـ العباس بنعلی، ص25.
29ـ ثمرات الاعواد، ج10، ص105؛ مولد العباس بنعلی علیهالسلام، ص62؛ العباس، ص94.
30ـ فرسان الهیجا، ج1، ص190؛ مستدرک الوسائل الشیعه، ج3، ص815.
31ـ مولد العباس بنعلی علیهالسلام، ص60.
32ـ همان، ص63.
33ـ نگاه کنید به سپهسالار عشق، ص25 تا 30.
34ـ رک: زندگانی سیاسی امام حسن مجتبی علیهالسلام، جعفر رقضی عاملی؛ قهرمان علقمه، ص152 و 153.
35ـ مولد العباس بنعلی علیهالسلام، ص71 و 72.
36ـ زندگانی قمر بنیهاشم علیهالسلام، ص72.
37ـ سپهسالار عشق، ص48 و 49.
38ـ تاریخ طبری، ج4، ص251.
39ـ همان، ص315.
40ـ العباس، ص163؛ مقتل مقرم، ص338.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
★ ماه بني هاشم عباس (ع) ★
پیوند های مفید
تبیان زنجان ؛ بخش مقالات ویژه محرم
بايگانی وبلاگ
-
▼
2008
(33)
-
▼
دسامبر
(33)
- علمدار کربلا
- با زائر کربلا
- سفرنامه کربلا
- گزارشی از عتبات عالیات (5) - در حریم احرار اسوه آز...
- (بخش چهارم) گزارش از عتبات عالیات
- كربلا مهمترين زيارتگاه شيعى1
- اى خوشترين بهانه ماندن!
- خیمه خاموش
- حضرت اباالفضل (ع) در کربلا
- پرچمدار امام حسين عليهالسلام
- نقشآفرینی حضرت عباس(علیهالسلام) در حماسه عاشورا
- ما را به میزبانی صیاد، الفتی است...
- حکایتهای کوتاه
- گریه امام زمان(ع) در مصیبت حضرت ابوالفضل(ع)
- سلسله مراتب شهدا
- عباس فرزند فاطمه
- کرامت کربلایی
- صفاي چشمه مهتاب
- طلوع ماه هاشمی ولادت حضرت عباس علیهالسلام
- قهرمان علقمه(ولادت حضرت عباس علیهالسلام)
- عباس علیه السلام الگویی برای نسل امروز
- آینه آسمانی
- شهادت حضرت عباس علیهالسلام
- ای ماه بنیهاشم
- نگاهی به شخصیت و عملکرد حضرت عباس (علیهالسلام)
- نگاهی به شخصیت و عملکرد حضرت عباس علیه السلام پیش ...
- آیه وفا(میلاد حضرت عباس علیهالسلام)
- فدایی ولایت
- عموی مهربان علی اصغر (ولادت حضرت عباس علیهالسلام )
- ماه هاشمی / تولد حضرت عباس علیهالسلام
- کودکی و نوجوانی ابوالفضل (ع)
- جستاری درباره کنیهها و لقبهای حضرت عباس(ع)
- سپهسالار عشق
-
▼
دسامبر
(33)
0 نظرات:
ارسال یک نظر